زبان هم گوياى به « العفو العفو » مىشود . در چشم و صورت و بدن حالت خضوعى پيدا مىشود . و استغفرالله او يكى پس از ديگرى بلند مىشود . اين مال دل است . اگر كسى بخواهد توبه و دعايش كاربردى براى او داشته باشد ، بايد دل را صاف و درست كند ؛ در دل بايد سرافكندگى در مقابل خدا را ايجاد كند ؛ و اين از معرفت سرچشمه مىگيرد . هر چه معرفت انسان به خدا بيشتر باشد ، اين حالت براى او بيشتر پيدا مىشود . اهل دل توبه را به سه قسم تقسيم كردهاند :
- توبه عوام
توبهاى داريم كه براى عموم مردم است ؛ و آن توبه اين است كه دل خاضع مىشود از اينكه گناه كرده است . ياد مخالفتهاى در محضر خدا مىافتد ؛ دل مىتَپد ؛ از گذشته پشيمان مىشود . ديگر در آن راه نمىافتد و خود را اصلاح مىكند . به اين مىگويند توبه عوام يا عموم .
- توبه خاصّ
توبه دوم ، توبه خاصّ است . بعضى معرفتشان بيشتر است . يعنى در مقابل مكروهات سرافكنده مىشود . دلش خاضع و خاشع مىشود . دويست سال مثل حضرت آدم ( ع ) براى يك ترك اولى اشك مىريزد . مثل حضرت يونس ( ع ) در شكم ماهى ، يك حال تذلّلى برايش پيدا مىشود . خود را ظالم مىداند و مىگويد :