رفتن ، پيروزى . اما حالا با دوازده هزار نفر وارد مكه شد . معلوم مىشود لذت عجيبى براى پيغمبر ( ص ) جلو آمد . براى اين كه پيغمبر اكرم ( ص ) حدود بيست سال خونجگر خورده هفتادوچهار جنگ كرد براى اينكه بتواند خانهى خدا را از بت خال كند . لذا در دفعهى اول وارد خانهى خدا شدند و به دست اميرالمؤمنين ( ع ) سيصدوشصت بت را شكستند و خانهى خدا را پاك كردند . بعد آمدند كنار همين درى كه الان هست - خدا قسمت همهى ما بكند آن هم همه ساله ، چه لذتى دارد ، به همان در خانهى خدا نگاه كردن براى اهل ذوق چه لذتها دارد . نصفهى شب به آن طرف انسان بنشيند در مسجدالحرام اگر اهل ذوق باشد مىبيند راستى مثل آهنربا خانهى خدا جاذبه دارد چه جاذبهاى - پيغمبر اكرم ( ص ) در اين خانهى پرجاذبه در همان خانهى خدا ايستاد حلقهى در را گرفت و آن دعاى وحدت را كه همهىشما مىخوانيد خواند لا إله الا اللهوحده وحده وحده . مسجدالحرام هم پر از جمعيت است اما از چه كسانى ؟ از همان كسانى كه به او سنگ زدند ؛ پيشانىاش را شكستند . از همان كسانى كه هفتادوچهار جنگ براى او پيش آوردند . دعاى وحدت را خواند اينها مثل بيد مىلرزيدند چون خيال مىكردند الان پيغمبر اكرم ( ص ) به اميرالمؤمنين مىگويد شمشيررا دست بگير و قتل عام كن وقتى دعاى وحدت تمام شد پيغمبر ( ص ) روكردند به اينها به اين پستهاى به تمام معنى پست بعد فرمودند چه كنم با شما ؟ ابوسفيان ، آن نانجيب ، با هند جگرخوارد
اخلاق در خانه (فارسى) — صفحة 385
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٣٨٥