بدتر از او اينها سخنگو بودند گفتند يارسولالله هر چه كنى حق دارى ؛ بكشى ؛ مْثله كنى ؛ ذرهذره كنى . پيغمبر ( ص ) فرمودند :
« لا تثريب عليكم اليوم يغفرالله لكم » . « 1 »
گذشتهها گذشته است از همهاش گذشتم خدا بيامرزد شما را . بعد هم ايمان همهى آنها را قبول كرد . با فرضى كه مىدانست بسيارى از اينها نظير ابوسفيان و هندجگرخوار لياقت ندارند ايمان در دلشان وجود داشته باشد مىدانست اينها ايمان نياوردند . همين مقدار كه به حسب ظاهر شهادت دادند پذيرفت . حتى قبل از آنكه پيغمبر اكرم ( ص ) وارد مكه شوند فرمود خانهى ابوسفيان مأمن است يعنى هر كه وارد خانهى ابوسفيان شود با او كار ندارم . براى اينكه ابوسفيان رياستطلب بود رياست داشت رئيس مكه بود پيغمبر اكرم يك رياست هم به او داد .
در تاريخ مىخوانيم وقتى كه پيغمبر وارد شد يك نفر از سپاه او علمى دست گرفت و شروع كرد در كوچهها بگردد و بگويد : اليوم يوم الملحمه امروز روز جنگ است ؛ امروز روزى است كه بازخواست مىكنيم شما را ؛ سركوب مىكنيم شما را . خبر دادند به پيغمبر اكرم ( ص ) يكى از نظامىهاى تو يك علمى دست گرفته و اليوم يوم
هامش
( 1 ) 1 . سورهءيوسف آيه 92 ترجمه : : ( يوسف چون برادران را شرمگين يافت از روى مهربانى گفت ) امروز هيچ خجل نباشيد ( كه من شما را عفو كردم ) خدا گناه شما را ببخشد .