تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عوامل كنترل غرائز در زندگى انسان (فارسى) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
اما اگر دل خبيث شد و صفت رذيله اى در آن رسوخ كرد ، براى مثال ، آدم حسود ، گفتار و كردارش حسادت ، غيبت ، تهمت و شايعه است . خدا نكند يك آدم حسود ببيند كه همسايه اش امروز چند تا مشترى دارد . آن روز مثل اينكه روز عزاى اوست . خدا نكند ببيند كه همسايه اش امسال مقدارى وضعش خوب است . آن سال عزاى اوست . چرا ؟ بايد دل ، پاك باشد و الا به جايى نمى رسد . لذا اين تربيت كه مقدمه اين است كه درخت ايمان در دل رسوخ كند بدون درنظر گرفتن قرآن و روايات ، افرادى كه معلم علم اخلاق بودند و هستند به آن خيلى اهميت مى دهند . حتى كار به اينجا مى رسد كه آنهايى را كه مى بينند زمينه در آنها هست ، دنبال مى كنند . مرحوم آقا سيد على شوشترى كرامت ها داشت . مرحوم آخوند همدانى و مرحوم قاضى شاگرد او بود و استاد بزرگوار ما علامه طباطبايى شاگر قاضى بود . آقا سيد على شوشترى در شوشتر قضاوت داشت و از علماى خيلى بزرگ بود . جريان نزاعى را پيش او آوردند . او ميخواست نزاع را حل كند ، نمى دانست چه بكند . به اين معنا كه يك زمين وقفى بود . آنها سندى درست كرده بودند كه زمين وقف رااز بين ببرند و اين آقا قرار بود فردا حكم كند كه زمين وقف نيست . همان شب ديدند كه يك نفر بنام ملاقلى آمد پيش آقا سيد على و گفت آقا اين حكمى كه فردا مى خواهى بدهى نا حق است ، مدركش هم فلان جاست ، برو ببين و اين زمين وقف است . بعد هم گفت : آقا ديگر نمى شود اينجا بمانيد ، براى اينكه مهذب شويد به نجف بيائيد . ايشان دست از همه چيز شست و به نجف آمد و خيلى بالا