كرده و گنجشك را به بيمارستان برد و پاى گنجشك را پانسمان كرد . اينرا مى گويند قانون حمايت از حيوانات و اسلام نيز دارد . يا شوراى بين الملل كه قوانين آن را قريب يكسال ، 64 مملكت يا دويست نفر عاقل و عالم متخصص نشستند و نوشتند و اين قانون را درست كردند ، خوب اينهم تربيت انتفاعى است . اينان كه قانون حمايت از حيوانات و قانون اخلاق انتفاعى دارند ، چرا با دنياى روز اين گونه معامله مى كنند ؟ چرا با مظلوم اين گونه مى كنند ؟ چرا خون از سر انگشتان شرق و غرب مى ريزد ؟ چرا مواد شيميايى به عراق مى دهند ؟ چرا اولين نتيجه عملش اين است كه يك بمب بر سر ژاپن فرود آورده و 75 هزار نفر را به خاك و خون بكشد ؟ چرا قضيه افغانستان پيش آمده ؟ چرا شرق و غرب مثل زالو خون بدن مردم رامى مكند ؟ همه براى اين است كه اخلاق انتفاعى نمى تواند آدم بسازد . خوب است امّا وقتى كه غريزه رياست طلبى طغيان مىكند ، دكمه موشك را مى زند يا هواپيما با بمب بر بالاى سر مظلومين به پرواز در مى آيد . آنگاه كه غريزه پول پرستى طغيان مىكند ، اگر چه ايران يا ا فغانستان نيز از بين برود ، خاك مى خواهد .
بين يك پادشاه و وزيرش اختلافى بود . پادشاه مى گفت كه با تربيت مىشود انسا ن را ساخت . وزير ميگفت : خير با تربيت نمى شود انسا ن را ساخت . بحث بين اين دو ، روزها ادامه داشت و بالاخره بجايى نرسيد . شاه مى خواست به وزيرش بفهماند كه با تربيت مى توان انسان ساخت . لذا دستور داده بود چند تا گربه را مرتّب آموزش داده و به آنها ياد داده بودند كه وقتى كه سفره را مى انداختند ، يك شمع بدست گربه ها مى دادند ، آنها مى ايستادند و مردم غذا مى خوردند .
عوامل كنترل غرائز در زندگى انسان (فارسى) — صفحة 238
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٢٣٨