تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عوامل كنترل غرائز در زندگى انسان (فارسى) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
نماز برو و به مردم بگو بيايند . اين مرد وارد مسجد شد . مثل اينكه پيغمبر ( ص ) مهيّا بودند . تا او را ديدند ( ظاهراً ابو ايّوب بود ) فرمودند : ابو ايّوب مبارك باد ديشب تو . و در روايات مى خوانيم پروردگار عالم همان شب يك پسر به اين زن داد . اين گونه نيست كه فقط آخرت بدهد . دنيا هم مىدهد . خدا يك پسر به اين زن و مرد داد كه علاوه بر اينكه در راه امير المومنين ( ع ) در جنگ صفين شهيد شد ، مى نويسند 32 سال اين جوان نماز صبحش را با وضوى مغرب و عشا خواند . از اوّل شب تا صبح با خدا راز و نياز داشت . قضيه حضرت خضرو حضرت موسى كه قضيه عجيبى است و بقول استاد بزرگوار ما رهبر عظيم الشان انقلاب ادام الله ظله كه مى فرمودند در اين دو سه آيه ، يك دنيا عرفان و يك دنيا فلسفه است . و اتفاقاً همين دو سه آيه ، مسئله جبر و تفويض و مسئله قضا و قدر را كه مسئله فوق العاده مشكلى در فلسفه و عرفان است به خوبى حل كرده . يعنى اگر تمام فلاسفه مانند شيخ الرئيس ها ، ملّا صدراها و علّامه طباطبايى ها و رهبر كبير انقلاب ها جمع شوند و اين عرفا و فلاسفه بخواهند مسئله جبر و تفويض و مسئله قضا و قدر را حل كنند ، بهتر از اين طريق كه در قرآن ، در اين دو ، سه آيه مطرح كرده ، نمى شود . آنجا در اين دو سه آيه همين تذكّر را مىدهد كه كودك را حضرت خضر كشت ، بعد در روايات مى خوانيم پروردگار عالم فرزندى به او داد كه هفتاد پيغمبر از نسل او بود . لذا تقاضا دارم ازاين بلاها ، از اين مصائب ، جزرومد ها و از اين موجها خيلى استفاده كنيد . اين بحث اگر چه ناقص است امّا به همين اندازه كفايت مى كنم . اميدوارم تفصيل آن به عمل شما درست شود .