تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عوامل كنترل غرائز در زندگى انسان (فارسى) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
پير زنى فرزندش را گم كرده بود . لذا به نزد شخص بزرگى آمد و گفت من فرزندم را از تو مى خواهم . او گفت آخر فرزندت را از كجا پيدا كنم ؟ گفت فرزندم در دست حاكم اسير است لذا او را مجبور نمود كه به نزد حاكم برود . او رفت و گفت فرزند پيرزن گمشده ، او را كجا پيدا كنم ؟ موقع غذا ، حاكم به او گفت غذا بخور ، گفت نمى خواهم . حاكم او را تهديد كرد ، او ظرف غذا را وارونه كرد و دست حاكم را گرفته فشارى داد . خون از زير انگشت هاى حاكم بيرون زد ، رو به حاكم كرد و گفت : تو خون مردم را مكيده اى و اكنون از زير ناخنهايت خون بيرون زده است ، مرا مجبور به خوردن چه چيز ميكنى آنگاه كه خدا بر دل حكومت كند ، انسان مىتواند تصرّف در عالم ملكوت كند . عبدى اطعنى حتى اجعلك مثلى اقول كم فيكون تقول كم فيكون . پس كارى كن كه خدا بر دلت حكومت كند ، كه اگر اينچنين شد همانگونه كه خدا هر چه بخواهد مىشود ، تو هم هر چه بخواهى مىشود . اين بحرانها ، مصائب ، صبر در عبادت ، صبر بر معصيت و صبر در ابتلائات ، انسان را خوب ميسازد . و تقاضا دارم در اين بحرانها كه براى همه پيش ميآيد مواظب باشيد كه ممكن است انسان در يك دوراهى ، راه پنجاه ساله را در يك لحظه طى كند . اين مصيبت ها كه پيش مى آيد مراقب باشيد . مانند اين
عوامل كنترل غرائز در زندگى انسان (فارسى) — صفحة 233 | الشيخ حسين المظاهري