جنگ كه مى دانيم خيلى براى مامصيبت دارد . من يك وقت مى گفتم اگر پالايشگاه ابادان و بلكه همه ايران را بمباران و با خاك يكسان كرده بودند ، امّا اين جوانها را از ما نگرفته بودند همه راضى بوديم چرا كه اينها نمونه بودند ، خيلى براى ما ضربه مادّى داشت . جوانهاى عزيزى كه هر كدامشان يك دنيا ارزش داشتند از دست رفتند . امّا از آن طرف جبهه ، سنگرو . . . و اين حالاتى كه اين جوانها در جبهه دارند ، آنهايى كه جبهه رفته اند مى دانند چه حالات و مقاماتى آنجاست . وصيت نامه اين جوانان بعضى اوقات انسان را مى لرزاند . بعضى اوقات من به حال خودم تاسف مى خورم ، چرا كه رفته ام او را تبليغ كنم امّا او مرا تبليغ مىكند . من با كلام خود مى خواهم او را تبليغ كنم امّا او با حالش مرا تبليغ مىكند ! اگر جنگ نبود پشت جبهه و اين افرادى كه چه گذشت ها و چه ايثارها يى دارند ، نبود . اين حالات از كجا پيدا شده ؟ انسان اگر از امتحان سر افراز بيرون بيايد ، فقط آخرت نيست ، خدا دنيا هم به او مىدهد . خدا وعده داده است كه به او دنيا نيز داده و مافات را جبران كند .
يك زن انصارى يك پسر داشت و اين تنها پسرش هم مرد . وقتى كه شوهرش به خانه آمد خودش را براى شوهر دارى مهيّا نمود و گفت حالاشوهرم مى آيد و خسته است ، چرا دلش را بشكنم ؟
شوهرش آمد ، مهيّاى شوهر دارى شد و حتّى خودش را تا اوّل اذان صبح به او عرضه داشت . اوّل اذان صبح كه شوهرش مى خواست به نماز برود گفت : اگر يك امانتى پيش تو باشد و صاحب امانت بيايد و بگويد آن را بده و ندهى چگونه است ؟
گفت خيلى بد است . گفت اگر چنين است پسرت مرده ، به
عوامل كنترل غرائز در زندگى انسان (فارسى) — صفحة 234
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٢٣٤