نيست ، براى اينكه عذاب را بچشد و پاداش كردار بدى را كه در دنيا داشته است ، ببيند . هر چه پوست و گوشت بسوزد ، دوباره به جاى آن روئيده مىشود .
آتش دوزخ غير از اينكه پوست و گوشت را مىسوزاند ، استخوان را هم مىشكند . بلكه عذاب شديدتر است ، آنطور كه روح و دل را هم مىسوزاند و اين ناشى از قهر خداوندى است .
در سوره مباركه همزه مىفرمايد : « وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَه لُمَزَه » « واى بر كسى كه عيبجو باشد » واى بر كسى كه پشت سر غيبت مىكند . يا جلوى رو شخصيت ديگران را مىكوبد . واى بر كسى كه دلبستگى به زرق و برق دنيا دارد و پولپرست است . « الَّذي جَمَعَ مالًا وَعَدَّدَهُ » « همان كسى كه مال جمع كرده و دائم به حساب و شمارهاش سرگرم است » « يَحْسَبُ انَّ مالَهُ اخْلَدَهُ » « پندارد كه مال دنيا عمر ابدش خواهيد بخشيد » خيال مىكند كه مالش مىتواند او را نگهدارد . « كَلّا لَيِنْبَذَنَّ فِي الحُطَمَه وَ ما ادْريكَ مَا الْحُطَمَهِ » « چنين نيست ، بلكه محققاً به آتش دوزخ سوزان در افتد . آتشى كه چگونه تصور سختى آن توانى كرد » در آن آتشى مىافتد كه « حطمه » است ، پوست را مىسوزاند و استخوان را مىشكند . « نارُ اللهِ المُوقَدَهِ » « آن آتش را خشم خدا برافروخته » اين آتش قهر خداست ، علاوه بر اين كه جسم را مىسوزاند ، روح را هم راحت نمىگذارد . « الَّتي تَطَّلِعُ عَلَي الافْئِدَه » « شراره آن بر دلهاى كافران شعلهور است » دلهاى ناپاك پر از حرص و طمع دنياطلبان را مىسوزاند .
اينجا كمى دقت لازم است . آن آيه مىگفت : آتش جهنم پوست را مىسوزاند . آيِه ديگر اشاره به اين داشت كه استخوان را هم مىشكند و در آيه اخير ، مىفرمايد : شراره آن دلها را به آتش مىكشد . اما سوختن روح و دل در اين عالم قابل تصور نيست و اين عذابى است مخصوص آن عالم و گرنه در اين جهان كسى نمىتواند روح ديگرى را آتش زند . اين آتش دنيا بيش از پوست و گوشت و استخوان را نمىتواند بسوزاند وخرد كند . چه وقت مىشود كه هم دل سوخته شود ، هم استخوان بشكند و هم پوست بسوزد ؟ وقتى كه معاد جسمانى تحقق يابد .
اگر شما قرآن شريف را با اين ديد بنگريد بيش از هزار آيه پيدا مىكنيد . درباره اين كه معادى هست و براى آن معاد ، قبر ، برزخ ، نفخ صور ، حساب و كتاب ، محشر ،
معارف اسلام در سوره يس (فارسى) — صفحة 309
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٣٠٩