اصْلَوْهَا اليَوْمَ بِمَا كُنْتُم تَكْفُرُونَ ( 64 ) « امروز در آتش آن ، به كيفر كفرتان داخل شويد »
« اصلوها » غل و زنجير شده به روى در افتيد در اين جهنمى كه خودتان براى خود ساختهايد . « بما كنتم تكفرون » يعنى من در جهنمتان نمىاندازم ، خودتان خود را جهنمى كرديد . اصل جهنم را من خلق كردهام ، اما آتش و مار و زقوم و عقرب آن را خودتان درست كردهايد . قبلًا هم گفتيم اين كفر « كفر عملى » است . يعنى بر سرتان آمد و مىآيد آنچه را كه از او نمىترسيديد .
اليَوْمَ نَخْتِمُ عَلَي أَفْوَهِهِمْ وَ تُكَلِّمُنَا أَيْديهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُم بِمَا كانُوا يَكْسِبُونَ ( 65 ) « امروز است كه بر دهان آن كافران مهر خموشى نهيم و دستهايشان با ما سخن گويد و پاهايشان به آنچه كردهاند گواهى دهد »
عالم قيامت يا عالم حيات
در اينجا قرآن وارد بحث ديگرى مىشود و آن اين كه عالم قيامت ، عالم حيات است . بهشت ، دوزخ ، بدن انسان ، زمين و . . . همه قادر به تكلماند و درك مىكنند .
در روز قيامت وقتى خطاب مىشود : « اصلوها اليوم بما كنتم تكفرون » بعضى لجاجت مىكنند و مىگويند : خداى بىخود مىخواهى ما را به جهنم ببرى ما آدمهاى خوبى بوديم و همه چيز را منكر مىشوند ديدهايد بعضىها وقتى روى دنده لج مىافتند ، همه چيز را منكر مىشوند ، تذكر و دليل و برهان هم فايدهاى ندارد . حرف ، حرف خودشان است در روز قيامت هم وقتى كه مىبيند جهنم در كار است ، همه چيز را منكر مىشود .
شهادت اندام انسان
آن وقت « نختم علي افواههم » مهر بر دهانهايشان مىزنند و مىگويند خفهشو ،