اين « ايديهم » و « ارجلهم » يعنى دست و پا از باب امثال است . همانطور كه در اين چند آيه ، پوست ، چشم ، گوش ، دست و پا صريحاً آمده است . اما همهء اعضاء و جوارح باذنالله تعالى به سخن مىآيند « 1 » .
لزوم شكرگزارى
در اينجا هنوز بحث معاد تمام نشده ، قرآن به شاخهديگرى مىرود و دوباره يك بحث اخلاقى را شروع كرده و هشدار مىدهد كه بشر ناشكر است . اما بهتر است قبل از بحث درباره اين آيه ، به چند آيه ديگر در اين مورد اشارهاى داشته باشيم :
« وَ انْ تَعُدُّوا نِعْمَه اللهِ لا تَحْصُوها انَ اللهَ لَغَفُورٌ رَحيمٌ »
« 2 » اگر نعمتهاى خدا را بخواهند بشمارند ، قابل شمارش نيست . حالا كه تو نمىتوانى نعمتهاى خدا را شمارش كنى چرا ناشكرى ؟ اين همه نعمت براى توست و تو اين همه ناشكر هستى .
اى آقايى كه فقير و بينوايى و به نان شب محتاج ، اى خانمى كه گرفتارى و حاجت دارى ، بارها گفتهاى و حاجتت برآورده نشده است . اگر دو چشم تو را بگيرند ، همه عالم را به تو بدهند مىپذيرى ؟ تمام دلارهاى امريكا براى تو ، دستهايت را از تو بگيرند ، قبول مىكنى ؟ تمام عالم هستى براى تو ، زبانت را بگيرند و براى هميشه
هامش
( 1 ) - نكته : كسى كه نگاه كرده ، وقتى به او گفته شود چرا چنين كردى ؟ اگر انكار كند ، شاهدى زيادى بر اعمال خود دارد كه عبارتند از : الف ) زمينى كه روى آن گناه و معصيت كرده است : « يومئذٍ تحدث اخبارها » ب ) اعضاء بدن ، يكى يكى شهادت مىدهند : « يوم تشهد عليهم السنتهم و ايديهم بما كانوا يكسبون » ج ) ددو ملك مقرب خداوند ، كه در طول شبانهروز همراه ما هستند و اعمالمان را ثبت مىكنند : « كراماً كاتبين ، يعلمون ما تفعلون ه - ) امام زمان ( ع ) ، كه هميشه در محضر آن جناب هستيم و به علاوه هفتهاى دوبار نامهء عملمان را خدمتشان عرضه مىدارند : « و كل شيى احصيناه فى امام مبين » و : حضرت رسول اكرم صلوات الله عليه و آله : « قل اعلموا فسيرى الله عملكم و رسوله » ز : خداوند متعال و خدا نخواهد كه انسان آن قدر پست شود و كارش به جايى برسد كه همه گواهان را تكذيب كند در حالى كه نامه عمل او به گردنش آويخته « كل انسان الزمناه طائره فى عنقه » و قيافه او گوياى وضع اوست « يعرف المجرمون بسيماهم » .
( 2 ) - سوره نحل ، آيه 18 « اگر بخواهيد نعمتهاى بىحد و حصر خدا را شماره كنيد هرگز نتوانيد كه خدا بسيار غفور و مهربان است »