چنين حرفى بزند و در ادعاى خود اصرار هم بورزد كه بله ، اين امر حتماً تصادف است . يك دسته از فلاسفه شكاك هستند كه به اينها اصطلاحاً سوفسطائى مىگويند . به اين سوفسطى هر چه گفته شود مىگويد شك دارم ، حتى راجع به بودن خودش هم مىگويد من شك دارم كه هستم يا نه . حالا شب است ، مىگويد من شك دارم ، از كجا معلوم حالا شب باشد ! من الآن دارم صحبت مىكنم مىگويد من مشكوكم تو صحبت مىكنى يا نه ! !
شيخالرئيس مىگويد : با چنين كسى نمىشود با دليل و برهان مباحثه كرد ، اگر برايش دليل بياورى كه حالا روز است ، يا شب است مىگويد نه ، من شك دارم . پس مباحثه فايدهاى ندارد ، بهتر است وقتى مىگويد من شك دارم كه هستم يا نيستم ، يك گل آتش يا يك ميله داغ بگذارى روى دستش . جواب اين آقا سوزاندن دست اوست . اگر گفت دارم مىسوزم بايد به او گفت برادر خيال مىكنى كه مىسوزى يك آتش خيالى بود ، واقعيت هم نداشت ، گذاشتم روى دستى كه خيالى بود و الآن هم اين سوزش و درد خيالى است ، تو كه در هستى خود شك دارى در سوختن دستت هم شك داشته باش و به درد آن اعتنا مكن .
راه برخورد با آدم لجوج همين است يا حداقل ، سكوت در برابر اوست ، تا خود به زودى سر عقل آيد ، اگر نيامد خلاصه موقع رفتن از اين دنيا همه چيز را يك جا مىفهمد . وقتى كه لجاج و عناد بيايد ، نمىشود كارى كرد . اما فعلًا با لجوج كار نداريم . از يك آدم عاقل سؤال مىكنيم . كه آقا مىشود گفت يك باغ كه داراى ترتيب خاصى است بر اثر تصادف و خودبخود به وجود آمده است يا نه ؟ مىگوييم : اين عالم هستى روى يك نظام مىچرخد ، نظامى كه همه قبول دارند ، حتى مادىگراها . هر كجا نظم است دليل بر وجود منظِم ( نظمدهنده ) است . پس بر اين جهان يك حاكم حكيم و مدبرى حكمفرماست .
برهان نظم و اثبات وجود خدا
بهتر است از اصطلاحات علمى و فنى چشم بپوشيم و داستانى از نيوتن نقل كنيم . شما مىدانيد نيوتن متخصص در هيئت بود و به هيئت علاقه زيادى داشت ، لذا در
معارف اسلام در سوره يس (فارسى) — صفحة 176
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٧٦