بنابراين « نظم » در جهان بايد « منظم » داشته باشد كه بهتر است در اين مورد مثالى بزنم .
فرض كنيد شما وارد جنگلى مىشويد مىبينيد در اين جنگل درختهايى دارد خودرو ، بدون نظم و ترتيب . يك جا درخت هست ، يك جا درخت نيست ، يك جا زياد است ، يك جا كم . با خود مىگوئيد كسى اين درختها را نكاشته اين درختها خودرو جنگلى است جنگل يعنى بىنظم كه درختان كوچك ، بزرگ ، زياد و كم ، در جاهاى مختلف پراكندهاند از اين جنگل به باغى وارد شويد ، مىبينيد ، درختان اين باغ در فاصله معينى از هم قرار دارد و انواع درختها از هم جدا كاشته شده و عمارتى هم وسط باغ بنا شده است . مقايسهء جنگل و باغ و تشخيص بىنظمى در يكى و نظم در ديگرى استدلال نمىخواهد ، عقل ضرورى به شما مىگويد يكى جنگل است يكى باغ . اين باغ باغبان داشته ، مدير و مهندس و حكيمى داشته ، كسى كه مىدانسته زمين را چگونه بايد آمادهء كشت نمود . چگونه بايد درخت را كاشت ، چه موقع آبيارى كرد و چطور پرورش داد .
اگر كسى به شما بگويد اين باغ و آن جنگل هر دو يكى هستند به ريشش مىخنديد به او مىگوييد مسخره نكن ، يا مرا ديوانه مىپندارى يا خودت ديوانهاى ، من بين باغ و جنگل فرق مىگذارم . اين باغ باغبانى دارد ، منظمى دارد كه جنگل ندارد ، اين حكم عقل ضرورى انسان است ، احتمال تصادف يا به قول بعضى « جهش » در ايجا نظم درختان باغ صفر است ، در اين باره يكى از دانشمندان رياضى كتاب خوبى دارد ، به نام « حساب احتمالات » يا « راز آفرينش در حساب احتمالات » نمىخواهم وارد بحث پرپيچ و خم رياضى بشوم ، لكن به طور اشاره مثالى از نيوتن آورده و از آن مىگذرم :
شما ده عدد سكه را از يك تا ده شمارهگذارى كنيد و آنها را در كيسهاى بريزيد . سپس بدون نگاه كردن دست در كيسه كنيد و سكهاى برداريد . يكى از شمارههاى از يك تا ده در مىآيد . اما احتمال اينكه سكه شماره يك دربيايد ، يك احتمال در ده احتمال است يعنى 10 % كه خيلى احتمالش كم است . احتمال كمتر از اين وقتى است كه بخواهيم بعد از شماره يك وقتى سكه شماره يك هم در كيسه باشد سكه شماره دو در بيايد و باز با همان شرايط كه سكهها همه در كيسه قرار
معارف اسلام در سوره يس (فارسى) — صفحة 174
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٧٤