دارند ، بخواهيم شماره سه بعد از يك و دو در بيايد يك احتمال در چندين هزار احتمال است ، كه هنوز واقع نشده و اگر بخواهيم سكهها ، از شماره يك تا شش به ترتيب در بيايد ، احتمال آنقدر كوچك است كه يك احتمال در چندين ميليارد احتمال است ، و بايد با حساب نورى محاسبه شود . حالا اگر بخواهيم تا ده به ترتيب در بيايد اصلًا ممكن نيست ، احتمال به قدرى ضعيف است كه هيچ آدم وسواسى هم در صورتى كه بپذيريم وسواسىها ، از فيلسوفان ، رياضىدانان و فقها دقيقترند نمىتواند بگويد كه ممكن است شما دست در كيسه كنيد ، اعداد از يك تاده به ترتيب در بيايد . اين احتمالش صفر است .
حالا راجع به يك لقمه غذا به ترتيب از لحظه وارد شدن به دهان تا مرحله جذب چه اعضاء و اجزايى در آمادهسازى آن نقش دارند : اول لب بعد زبان ، غدد ، زبان كوچك ، معده ، اثنىعشر ، بعد روده بزرگ ، رگها ، كليهها ، گلبولهاى قرمز و كار كردنشان ، گلبول سفيد و دفاع جانانهشان ، كه همه اين اعضاء و جوارح به ترتيب و پشت سر هم عمل مىكنند . اگر به وجود آورنده و ناظم اين ترتيب خدا باشد يعنى خداى مدبر و حكيم باشد ، درست است . يعنى اين برنامه ناظم دارد ، اما اگر بخواهى بگويى تصادف است از شما مىپرسند تصادف پس چرا زبان كوچك به جاى زبان بزرگ نيست ؟ چرا زبان بزرگ به جاى معده نيست ؟ چون تصادف معنايش اين است بايد معده در گلو قرار گيرد . گلبولهاى قرمز به جاى غدد مترشحه داخل شكم باشد ، چرا اين چنين نيست ؟ تصادف يعنى به هم خوردن و قاطى شدن ، نه اينكه شما بگوئيد اين اندامهاى گوارشى كه به ترتيب پشت سر هم قرار گرفته حاصل تصادف است ، احتمالش از لحاظ حساب رياضى محال است و مثل همان مثال ساده رياضى بالا مىباشد . محال است كه شما ده سكه را در يك كيسهاى بيندازيد و همه شمارهها از يك تا ده به ترتيب از كيسه بيرون بيايد ، حتى احتمالش هم محال است و اگر كسى اين احتمال را هم بدهد ، مردم به او مىخندند . مثل اين است كه كسى بگويد اين باغ و جنگل هر دو تصادفاً به وجود آمدهاند . الا اينكه شانس جنگل نگرفته و از بخت بد درختها بطور نامنظم روئيده ، اما اين باغ شانس داشته ، بخت و اقبال داشته و همين خوش شانسى باعث نظم و ترتيب در اين باغ شده است . خوب اين را به هر عاقلى بگويند قبول نمىكند ، نه بىسواد قبول مىكند و نه باسواد . فقط يك آدم لجوج مىتواند
معارف اسلام در سوره يس (فارسى) — صفحة 175
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٧٥