تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف اسلام در سوره يس (فارسى) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
يكى حركت وضعى است كه سرعتش در خط استوا تقريباً ساعيت « 280 » فرسنگ است و از اين حركت ، شبانه‌روز پيدا مىشود . حركت ديگرش انتقالى است و در هر دقيقه « 300 » فرسخ و هر ساعتى « 000 / 18 » فرسنگ به دور خورشيد مىچرخد كه از اين حركت ، فصل‌ها پديد مىآيد و خلاصه حركت‌هاى ديگر كه هر كدام براى بقاء اين سياره و بقيه سيارات مربوطه لازم است و كمترين تندى و يا كندى ، كل عالم هستى را در مخاطرهء جدى قرار مىدهد . ممكن است شما با اتومبيل گاهى كند و گاهى تند برانيد ، اما اگر فرض كنيم فقط يكى از اين حركتهاى زمين يك مقدار كند شود ، روز و شب چندين برابر مىشود و ديگر در اين زمين امكان زندگى نيست . نه گياه مىتواند برويد و نه ديگر كسى مىتواند روى آن زندگى كند . اگر يك مقدار حركتش تند شود حرارتى كره را فرا مىگيرد كه قابل سكونت نيست ، به علاوه منظومه شمسى به هم مىخورد و حركت كل اجرام سماوى را مختل مىسازد . اگر دو تا ماشين با سرعت به هم بخورد ، چه مىشود ؟ حالا به همين نسبت بزرگش كنيد ، حركت به قدرى سريع است كه هر دو كره ذوب مىشوند . همين خورشيد را اول مىگفتند حركت ندارد . تا اين اواخر هم مىگفتند ثابت است ، بعد به دست آوردند كه نه ، حركت خيلى عجيب است ، به اندازه‌اى حركت تند است تلسكوپ نمىتوانسته حركت را ببيند . لذا گفتند در اين اواخر اثبات شده است كه منظومهء شمسى ما به دنبال ستاره « وگا » كه هر ساعتى حدود « 2870 » كيلومتر سرعت دارد به جاى نامعلومى ، در حركت است . ولى قرآن مىگويد معلوم است ، آنجا كه خدا مىخواهد « والشمس تجرى لمستقرلها » يك وقتى دانشمندان علم هيئت ، فلك درست مىكردند از جمله هيئت بطلميوس كه در زمان پيغمبراكرم ( ص ) در يونان فلك درست مىكرد ، اين ستاره‌ها را به فلك اول آسمان اول ميخكوب مىدانست و فلك را به يك پياز تشبيه مىكرد اما قرآن در همان زمان گفت همه اينها غلط است « و كل فى فلك يسبحون » و هر كدام در فلك خود شناور است . قرآن ضمن تكرار چنين مضامينى همه آنها را شناور مىداند . « خلق السموات به غير عمد ترونها » اينها ستون نامرئى دارند كه شايد منظور همان قوه جاذبه و دافعه باشد .