دعوت خدا و پيامبر را بپذيريد ، زيرا دعوت آنها شما را زنده مىكند . از اينرو مىبينيد كه در قرآن كهنگى وجود ندارد و اين هم يكى از معجزات بزرگ قرآن است . از امام علىبنموسىالرضا ( ع ) است . كه يكى از دلائل اعجاز قرآن اين است كه به مكرر خواندن و شنيدنش كهنه نمىشود « 1 » .
مثلًا عاشقى براى معشوقش نامه مىنويسد ، اين نامه براى معشوق خيلى عزيز است و حاضر نيست كه عالم را با نامه معاوضه كند . اما همين نامه را وقتى چند بار مىخواند ، كمكم ديگر برايش كهنه مىشود . يعنى دفعه اول از نامه خيلى لذت مىبرد ، دفعه دوم مقدارى از لذتش كم مىشود ، دفعه دهم لذتش خيلى كمتر است ، دفعه بيستم اصلًا لذت ندارد ، و برايش كهنه شده گرچه چون از معشوق اوست آن را دوست دارد ولى قرآن چنين نيست .
قرآن را هر چه بخوانيم كهنه نمىشود . كسى كه در قرآن كار مىكند هيچوقت خسته نمىشود ، هر چه بيشتر كار كند ، بيشتر چيز مىفهمد و براى ادامه كار راغبتر مىشود . مثلًا استاد بزرگوار ما علامهء طباطبايى رحمةالله عليه عمر شريفشان را روى قرآن گذاشتند ، در آخر عمر ديگر نه تنها اعصاب ، بلكه حوصله هم نداشتند چون بيمارى و ضعف پيرى ايشان را رنج مىداد ، ولى از خواندن قرآن بسيار لذت مىبردند . اين بزرگمرد ، تمام عمر را صرف كار روى قرآن كرده بودند و اگر عمرى دوباره مىيافتند با نشاط جوانى باز هم به كار خود ادامه مىدادند و قطعاً تفسيرى كه مىنوشتند غير از تفسير الميزان بود و مطالب جديدترى داشت . اگر خداوند عمر دنيا را هم به ايشان مىداد ، تفسير سوم ، تفسير بيستم ، چهلم را هم مىنوشتند كه هر كدام از ديگرى بهتر بود .
هامش
( 1 ) - عشنْ عَلى بنِ مُوسى الرِّضا ( ع ) لا يخْلُقُ مينَ الازْمِنَة ، وَ لا يغُثُّ عَلَى الالْسِنَة ، لِانَّة لَمْ يجْعَلْ لِزمانٍ دُونَ زَمانٍ فرمودند : قرآن بر اثر مرور زمان كهنه نمىشود . و ( زياد تلاوت كردن آن » ملالآور و خستهكننده نمىباشد كه متروكه شود ، چون مخصوص به زمانى خاص نيست ( جاودانگى قرآن اقتضا دارد كه هر چه خوانده شود انسان بيشتر از آن لذت برد و اين خصوصيت فقط براى قرآن است و بس ) ( بحارالانوار ج 17 ، ص 210 ، روايت 16 عيون اخبارالرضا ، ص 271 ) .