تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف اسلام در سوره يس (فارسى) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
قَالُوا مَآ أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُنَا وَ مَآ أَنزَلَ الرَّحْمَنُ مِن شَيْءٍ إِنْ أَنْتُمْ إلَّا تَكذِبُونَ ( 15 ) « ( اهل قريه به رسولان حق ) گفتند شما جز اينكه مثل ما مردم بشرى هستيد ، مقام ديگرى نداريد و هرگز خداى رحمان شما را به رسالت نفرستاده‌است و جز اينكه شما مردم دروغگويى هستيد ، هيچ در كار نيست » مىبينيد كه اين حرف ظاهراً حرف خوبى است ، مثل جمله‌اى كه خوارج نهروان در مقابل اميرالمؤمنين ( ع ) مىگفتند : « لا حُكْمُ الّا لِلّه » ، حكم و قانون مخصوص خداست « 1 » . ولى حضرت مىفرمودند : « كَلِمَة حَقٍّ يرادُ بِهَا الباطِل » كلمهء حقى است كه بوسيلهء آن اراده باطل شده است . حق مىگويند ولى به واسطهء حق مىخواهند حق را پايمال كنند . اطرافيان اين پادشاه هم حرفشان خوب و مردم پسند بود ، اما آن دو نفر جواب داشتند : قَالُواْ رَبُّنَا يَعْلَمُ إِنَّآ الَيْكُمْ لَمُرْسَلُونَ ( 16 ) « رسولان ، باز گفتند خدا مىداند كه محققاً ما فرستاده او به سوى شما هستيم . » مىگفتند ، فرق ما و شما اين است كه ما مىتوانيم كور مادرزاد را بينا و مرده را زنده كنيم اما شما نمىتوانيد . پس معلوم مىشود كه ما از طرف خدا هستيم . چون ما هيچ كاره‌ايم و همهء كارها در دست اوست ، ما سفير اوييم . ما از شما اجر و مزد و رياست نمىخواهيم .
هامش
( 1 ) - بعد از جريان حكميت كه خوارج در صفين بر اميرمؤمنان ( ع ) تحميل كردند و از حضرت جدا شدند ، شعارشان اين شده كه لا حُكْمُ الّا لِلّه و تحت اين عنوان چه ظلمها به مسلمين روا داشتند . جنگ صفين كه نزديك به پيروزى مسلمين در حال خاتمه بود با عقايد واهى و دور از عقل به ضرر مسلمين و پيروزى دشمن اسلام يعنى معاوين به پايان رسانيدند و خود خونهايى بنا حق ريختند تا حضرت امير ( ع ) در جنگ نهروان فتنه آنان را برچيدند ولى صد حيف كه چند نفرى از خوارج از ميدان كارزار گريختند . از جمله ابن‌ملجم مرادى است كه اسلام را به شهادت اميرالمؤمنين ( ع ) براى هميشه داغدار كرد . ( نقل به معنى از كتاب وقعهء صفين نصربن‌مزاحم متوفاى 212 ه - . ق ، ص 512 ، جزء 8 ) .