اگر بخواهى همهء اينها مسلمان شوند ، نمىشود . « انّا جَعَلنا في اعْناقِهِمْ اغْلالًا فَهِيَ الَي الاذقان فَهُمْ مُقْمَحُون » روح اينها مغلوب صفات رذيله است .
قرآن در اينجا مىخواهد مثل آنجا كه يازده قسم خورد و بعد گفت : « قد افلح من زكيها وقد خاب من دسيها » اينجا همچنين كند ، مىخواهد بگويد : بايد دل پاك شود و گرنه دل ناپاك ، مستراح مىشود ، باران هم در آن ببارد بوى گندش بلند مىشود و در نهايت ، ابىجهل و ابىسفيان مىگردد . بدين جهت قضيهء انطاكيه را جلو مىآورد .
وَ اضْرِبْ لَهُم مَثَلًا اصْحَبَ القَرْيَةِ إِذْجَآءَهَا المُرْسَلُونَ ( 13 ) « اى رسول براى اين مردم حال اين قريه ( انطاكيه ) را مثال بزن ، كه رسولان حق براى هدايت آنها آمدند »
قضيه انطاكيه
بنابر آنچه از قرآن و روايات اهلبيت ( ع ) فهميده مىشود حضرت عيسى ( ع ) كه تعداد زيادى مبلغ داشت سه نبى تبليغى را به انطاكيه فرستاد . دو نفر از مبلغين در ابتداى ورود به طور آشكار ، كار خودرا آغاز كردند و گفتند : دست از شرك برداريد و دين ما را بپذيرد .
آنها معجزه هم داشتند ، معجزهشان هم خيلى عالى بود ، همان معجزههايى كه حضرت عيسى ( ع ) داشت ، اينها هم داشتند . كور را شفا مىدادند ، آن هم كور مادرزاد را . پيسى را شفا مىدادند ، مرض برص را هم كه آن زمان بىدرمان بود شفا مىدادند ، مرده را زنده مىكردند ، او را از قبر بيرون مىآوردند و با او حرف مىزدند و بر مىگرداندند . اين معجزههاى حضرت عيسى ( ع ) است كه خداوند در چند جاى قرآن نقل مىكند . اين دو نفر هم در بين مردم مىآمدند و يك شورش انقلابى مىكردند ، اما مردم نه تنها اين دو نفر را نپذيرفتند بلكه آنها را زندانى كردند و كمكم سروصدا خوابيد .
إِذْ أَرْسَلنَآ إِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ فَكَذَّبُوهُمَا فَعَرَّزْنَا بِثَالِثٍ فَقَالُوا إِنّا إِلَيْكُم مُّرْسَلُونَ ( 14 ) « نخست دو تن از رسولان را فرستاديم ، چون تكذيبشان كردند ، باز رسول سومى را
معارف اسلام در سوره يس (فارسى) — صفحة 123
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٢٣