إِنِّي ءَامَنتُ بِرَبِّكُمْ فَاسْمَعُونَ ( 25 ) « پس بشنويد از من ( اى رسولان و گواه باشيد كه ) كه به خداى ( فرستنده ) شما ايمان آوردم »
مىدانيد جمعيت جواب او را چه دادند ؟ بر سرش ريختند و با چوب و لگد و سنگ آنقدر كتكش زدند كه نزديك بود بميرد . قرآن مىفرمايد نزديك مرگ شد .
قِيلَ ادْخُلِ الجَنَّةَ قالَ يَلَيْتَ قَوْمِي يعْلَمُونَ ( 26 ) « به او ( حبيب نجار ، در روز قيامت ) گفته شود بيا داخل بهشت شو ، گويد اى كاش ملت من هم از اين نعمت بزرگ آگاه بودند »
وقتى به او خطاب مىشود كه به بهشت برو ، فكر مىكنيد اين پيرمرد چه مىكند و چه مىگويد : « يا لَيْتَ قومي يَعلَمُونَ » اى كاش اين مقام مرا ، اين منزلت مرا و اين بهشت مرا ، اين مردمى كه سنگم زدند ، و زير لگد مرا له كردند ، مىديدند و اى كاش مىديدند كه من به چه مقامى رسيدهام ، آن وقت همه ايمان مىآوردند و در بهشت از نعمتهاى خداوند استفاده مىبردند .
از اين داستان نتيجه مىگيريم كه اگر دل پاك شد « حبيب نجار » مىشود ، زير لگد و چوب ديگران له مىشود ، اما باز هم دلش براى قومش مىسوزد و ميگويدك « يا لَيْتَ قَوْمي يَعْلَمُونَ » اى كاش اينها مقام را مىديدند ، شايد مىپذيرفتند و مسلمان مىشدند .
بِمَا غَفَرَلِي رَبِّى وَ جَعَلَنِي مِنَ المُكْرِمينَ ( 27 ) « ( و مىديدند ) كه خدا چگونه در حق من مغفرت ( و رحمت ) فرمود و مرا مورد لطف و كرم قرار داد »
اما اگر دل ناپاك شد ، قوم انطاكيه مىشود . مىبينند كه كور مادرزاد را بينا مىكنند ، مىگويند بايد سنگسارشان كنيم . مىبينند كه انواع بيماريهاى لاعلاج را شفا دادند ، مىگويند ، وجودتان شوم است ، اصلًا از وقتى به شهر ما آمدهايد گرفتارى و ناراحتى ما بيشتر شده است و باعث بىبركتى كار ما شدهايد .
معارف اسلام در سوره يس (فارسى) — صفحة 128
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٢٨