رابطهء توكّل و توحيد
كسى كه خداوند را تنها وكيل خود قرار مىدهد و او را پشتوانهء خود مىداند و مؤثرى در جهان غير از او نمىيابد ، موحدى است كه به اقسام توحيد ، اعتقاد قلبى دارد و به همين جهت خداوند را تنها فريادرس خود مىيابد .
خداوند در سورهء مزّمّل به پيامبر خود مىفرمايد : جز او را به عنوان وكيل و پشتيبان خود انتخاب نكن كه : ( رَبُّ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ ) « 1 » است . يعنى كسى كه همهء موجودات متعلّق به او است و مؤثرى در جهان به جز او وجود ندارد . در حقيقت توكّل يعنى اعتقاد به اينكه خداوند يكتا كارها را اصلاح مىكند و پشتيبان بندگان در همهء امور است . پس انسان بايد كارهاى خود را به او واگذار نمايد و بگويد : ( أُفَوِّضُ أَمْري إِلَي اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِبادِ ) « 2 »
چنين كسى نگرانى از نتيجهء امرى كه به خداى سبحان واگذار كرده است ، ندارد . زيرا مىداند پروردگار مهربان به حال بندگان خود بصير است و چون حكيم است ، بر وفق مصلحت او رفتار مىنمايد و او را از عذاب دنيا و آخرت نجات مىبخشد .
ملازمت توكّل و همّت
نكتهاى كه در اين مبحث شايان توجّه است اينكه توكّل انسان به خداى تعالى و اعتقاد به اينكه اصلاح همهء امور به دست او است ، نبايد مانع تلاش و همّت گردد . به عبارت دقيقتر ، توكّل به معناى نشستن و تلاش نكردن و صرفاً از خدا خواستن نيست . بلكه همّت آدمى بايد همواره قرين توكّل باشد . انسان بايد عقل ، شعور ، انرژى و توان خود را در انجام هركارى به كار بندد و از نعمتهاى خدادادى كمال استفاده را بنمايد و
هامش
( 1 ) . المزّمّل / 9
( 2 ) . غافر / 44 : « و من كار خود را به خدا مىسپارم ، زيرا خداوند به ( حال ) بندگان بيناست . »