را به تو نشان بدهم ؟ همان كسى كه براى خدا شريك قائل شده است ، يعنى هم خدا را مىپرستد و او را عبادت مىكند و هم هوى و هوس بر دل او مسلّط شده است و در نتيجه ، هوى و هوس را نيز مىپرستد .
معناى توحيد افعالى اين است كه انسان به جز خدا مؤثّرى در اين جهان نبيند و اعماق وجودش بگويد : « لا مؤثّر في الوجود إلا الله » ، توحيد افعالى معناى واقعى كلمه « لا الله الّا الله » است ، يعنى كسى « لا الله الّا الله » مىگويد كه فقط الله را در جهان مؤثر بداند . باور كند كه هرچه دارد از ناحيهء حق تعالى است و در حالى كه او را همه كارهء عالم وجود مىداند ، به هيچ كاره بودن خودش ، علمش ، قدرتش و دارائىاش پى ببرد . به قارون گفتند : چرا زكات مال خود را پرداخت نمىكنى ؟ گفت : من اين پولها را از علم خود به دست آوردهام و زكات نمىدهم : ( . . . أُوتيتُهُ عَلي عِلْمٍ عِنْدي ) « 1 » بنابر تعبير قرآن كريم ، اين سخن شرك است و بر اين اساس مىفرمايد : ( وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُون ) ، « 2 » يعنى اكثر مردم توحيد افعالى ندارند ، زيرا هرچه دارند ، از خودشان مىدانند . اين گروه از مردم خودشان را در زندگى مؤثّر مىدانند . خدا را هم در كنار خود و ديگران قبول دارند و مؤثّر مىدانند .
البتّه توحيد افعالى به اين معنى نيست كه « واسطهء فيض » در اين جهان نباشد ، بلكه عناصر جهان هستى در يكديگر تأثير دارند و به اصطلاح فلسفى ، نظام جهان بر پايه علّت و معلول استوار است .
ابر و باد و مه و خورشيد و فلك در كارند * تا تو نانى به كف آرى و به غفلت نخورى
توحيد افعالى به اين معنى است كه همانگونه كه خلقت جهان هستى از ناحيهء خدا است ، تأثير عناصر جهان هستى در يكديگر نيز از او مىباشد .
هامش
( 1 ) . القصص / 78
( 2 ) . يوسف / 106