فضل و رحمتش توفيق اين مهم را به انسان مىدهد . چنان كه مىفرمايد :
( وَ لَوْلا فَضْلُ اللهِ وَ رَحْمَتُهُ ما زَكَي مِنكُم مِن أحَدٍ أبَداً وَلكِنّ اللهُ يُزَكّي مَن يَشاءُ وَاللهُ سَمِيعٌ عَلِيم ) « 1 »
اقسام توحيد
توكّل واقعى انسان به خداوند تبارك و تعالى از اعتقاد او به توحيد سرچشمه مىگيرد . از اين رو لازم است قدرى راجع به اصل توحيد و اقسام آن توضيح داده شود تا رابطهء توكّل و توحيد روشن گردد .
قسم اوّل ؛ توحيد ذاتى است . يعنى ذات خداوند متعال بىهمتاست و واجبالوجودى جز او نيست . اعتقاد به اينكه خدا يكى است و شريك ندارد ، واجب الوجود و مؤثرى در اين جهان جز خدا وجود ندارد و ديگر هر چه هست مخلوق خدا و موجود شده از طرف ذات بارى تعالى است ، اعتقاد به توحيد ذاتى است . انسان همهء موجودات را ممكنالوجود و حق تعالى را واجب الوجود مىداند و كم پيدا مىشود كسى در جهان قائل به توحيد ذاتى نباشد . بت پرستان نيز اين توحيد ذاتى را قبول دارند .
قسم دوّم ؛ توحيد صفاتى است . به اين معنا كه ذات خداوند متعال بسيط است و هيچ تركيبى در آن راه ندارد و صفات پروردگار عالميان نظير علم و قدرت ، عين ذات اوست ، بر خلاف علم و قدرت مخلوقات كه زايد بر ذات آنان است . زائد بودن صفات مخلوقات بر ذات آنان بدين معنا است كه مثلًا انسان از ابتدا عالم يا قدرتمند نبوده و اين صفات يا فضائل ديگرى كه هر انسانى دارد ، به ذات او افزوده شده است و ممكن است روزى هم از او زائل شود . امّا صفات حق تعالى عين ذات او است ، يعنى وجود او قدرت ، علم و ساير صفات و فضائل است و اين صفات از ذات بارى تعالى جدا شدنى
هامش
( 1 ) . النور / 21 : « و اگر فضل و بخشايش خدا بر شما نبود هيچ كس از شما هرگز پاك نمىشد ، و ليكن خداوند هر كه را خواهد پاك مىسازد ، و خدا شنوا و داناست . »