فصل دوازدهم : توكّل
دستورالعمل ديگرى كه جبرئيل براى موفّقيت پيامبر اكرم ( ص ) از سوى خداوند آورد ، در آيهء ( رَبُّ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكيلا ) « 1 » بيان شده است .
يعنى لازمهء موفّقيت در هر كارى ، توكّل است و بدون آن ، رسيدن به موفّقيت امكانپذير نيست . اگر انسان در امور زندگى خداوند را وكيل قرار دهد ، به مطلوب خود دست خواهد يافت . توكّل به اين معنى است كه انسان به جايى برسد كه به جز خداوند تبارك و تعالى به هيچ كس اميد نداشته باشد و خداوند را پناه خود بداند . پيامبر اكرم ( ص ) اين حالت را صد در صد در خود بهوجود آورده بودند . نمونهاى از توكّل آن حضرت در يكى از جنگها تجلّى پيدا كرد .
چنانكه نقل مىكنند در جنگ ذات الرّقاع ، بين دشمن و مسلمانان يك كوه فاصله بود . در يك طرف كوه مسلمانان و در طرف ديگر آن ، كفّار قرار داشتند . هر دو طرف به شدّت خسته بودند و در دو طرف كوه به استراحت مىپرداختند . پيامبر اكرم ( ص ) ، بر فراز آن كوه رفتند و بر تپهاى خوابيدند . يكى از سران لشكر دشمن هم از آن طرف كوه بالا آمد و پيامبر ( ص ) را خفته ديد . با خود گفت : بهتر است او را بكشم تا همهء جنگ و جهادها تمام شود . شمشير را از غلاف بيرون كشيد و بالاى سر آن حضرت حاضر شد و
هامش
( 1 ) . المزّمّل / 9