گفت : يا محمد ! آن حضرت چشمان خود را باز كردند و خود را زير شمشير دشمن ديدند . او گفت : آيا كسى هست كه الان تو را از دست شمشير من نجات دهد . پيامبر اكرم ( ص ) بدون اينكه تزلزل و نگرانى از خود نشان دهند ، بدون درنگ پاسخ دادند : « رَبي و رَبك » ؛ نام خدا كه بر زبان آن حضرت جارى شد ، آن كافر بر خود لرزيد و بر زمين افتاد . پيامبر اكرم ( ص ) با چالاكى از جا برخاستند و شمشير را برداشتند و بالاى سر او قرار گرفتند و شمشير را بلند كردند و فرمودند : حال چه كسى است كه تو را از دست من رهايى بخشد ؟ آن فرد زرنگى كرد و پاسخ داد : جودُكَ و كَرَمُكَ ؛ پيامبر ( ص ) او را رها كردند . آن مرد بلند شد و گفت : به خدا قسم تو از من بهتر و كريمترى . « 1 » انسان در بنبستها نيازمند چنين توكّلى است . در بنبستها و تنگناهايى كه هيچ فريادرسى نيست ، فريادرس حقيقى به يارى آدمى مىآيد و او را نجات مىبخشد .
انسان غافل از خدا ، به اين سو و آن سو ، رو به اسباب ظاهرى به پيش مىرود و گاه در همين تنگناهاست كه خداوند را فريادرس خود مىيابد . چنان كه در قرآن مىخوانيم :
( فَإذا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللهَ مُخْلِصينَ لَهُ الدّينَ فَلَمّا نَجّاهُم إلَي الْبَرِّ إذا هُمْ يُشْرِكونَ ) « 2 »
پيامبر اكرم ( ص ) طبق اين دستورالعمل ، همواره و در همهء امور ، توكّل به خداوند را در نظر داشتند و توكّل آن حضرت منحصر به تنگناها و مشكلات نبود .
نبايد فراموش كنيم كه مسبّب الاسباب و اصلاح كنندهء امور ، خداوند تباركوتعالى است . آن كسى كه مىتواند راه سالك را هموار كند ، صفات رذيله را از دل او بركند و مملكت دل او را به زيور فضائل اخلاقى بيارايد ، خداوند است . همان خداوندى كه با
هامش
( 1 ) . الكافى ، ج 8 ، ص 127
( 2 ) . العنكبوت / 65 « و چون به كشتى سوار شوند خدا را مىخوانند در حالى كه ايمان و اعتقاد را براى او خالص سازند و همين كه آنها را به سوى خشكى رساند و نجات داد پس به ناگاه شرك مىورزند . »