« وَ اذْبَحْ حَنْجَرَتَىِ الْهَوى وَ الطَّمَعِ عِنْدَ الذَّبيحَة » « 1 »
قربانى در منا زنده كردن خاطرهء بزرگ حضرت ابراهيم ( ع ) و حضرت اسماعيل ( ع ) نيز هست ، آنگاه كه از سوى محبوب خطاب به ابراهيم ( ع ) امر آمد كه جوانت را در منا ذبح كن و آن حضرت امر محبوب را به فرزندش اسماعيل ( ع ) گوشزد كرد و او با كمال رغبت پذيرفت :
يَا ابَتِ افْعَل مَا تُؤْمَرُ « 2 »
پدرم ! هر چه دستور دارى اجرا كن .
و هر دو با كمال شوق و عشق ، تا سر حدّ ذبح جلو رفتند ، و آنگاه از سوى محبوب ندا آمد كه از امتحان پيروز به در آمديد :
قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا « 3 »
آنچه را در خواب مأموريت يافتى ، انجام دادى .
* حَلْق يا تقصير ؛ تراشيدن سر يا اصلاح سر و صورت يعنى تراشيدن باقى ماندهء كدورتها ، رذالتها و اصلاح دل از
هامش
( 1 ) 1 . مصباح الشّريعة ، باب 22
( 2 ) 2 . صافّات / 102
( 3 ) 3 . صافّات / 105