معتكف بايد به توفيقى كه خداوند به او عنايت فرموده است ، توجّه داشته باشد ؛ آگاه باشد كه به خانهء خدا وارد مىشود و در محضر او حضور دارد و مهمان اوست . چنين معتكفى مىتواند با توجّه و بيدارى كه پيدا كرده ، بعد از سه روز صاحب حقيقى دل خويش ، يعنى خداى متعال را به دل راه بدهد ؛ يعنى بعد از آن كه خانه را از لوث وجود اغيار پاك و پاكيزه كرده است ، صاحب خانه را وارد خانه كند .
دل انسان متعلّق به خداى تبارك و تعالى است و شايسته نيست موجودى جاى صاحب خانه را بگيرد . خداوند مىفرمايد : من در اين جهان نمىگنجم ، ولى جايگاه من دل انسان مؤمن است :
« لَمْ يَسَعْنِي سَمَائِي وَ لَا أَرْضِي وَ وَسِعَنِي قَلْبُ عَبْدِي الْمُؤْمِن » « 1 » « أَنَّ قَلْبَ الْمُؤْمِنِ عَرْشُ الرَّحْمَنِ » « 2 » وقتى مقدّمات عبادت درست بوده و آمادگى لازم ايجاد شده باشد ، آن عبادت موجب مىگردد كه دل انسان جايگاه پروردگار او شود . راجع به نماز ، حج و عمره ، جهاد و ساير عبادات نيز چنين است و زمينه سازى قبلى براى عبادت بسيار اهميّت دارد .
كسى كه از حج يا عمره يا جبههء جنگ يا اعتكاف باز مىگردد ، بايد با خود سوغات بياورد و برترين و والاترين سوغات اين عبادات ارزشمند ، حكومت خداوند بر دل او است و اگر چنين موهبتى شامل حال عابد نشود ، معلوم مىشود فقط به قشر و پوستهء ظاهرى عبادت خود توجّه كرده و عبادت و راز و نياز و انجام وظيفهء او ، حقيقى و باطنى نبوده است . معتكف بايد توجّه داشته باشد كه به كجا و براى چه مىرود و مىخواهد از
اعتكاف چه برداشتى داشته باشد ؟ ! اميرالمؤمنين ( ع ) مىفرمايند :
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 55 ، ص 39
( 2 ) . همان