مهمترين عامل همان صفت رذيله است كه اگر در كسى شعلهور شود ، كشتن مسلمان براى او واجب مىشود و تصوّر مىكند با اين جنايت به بهشت مىرود . در تاريخ بوده است ، در زمان حاضر هم به وفور يافت مىشود . ببينيد در عصر كنونى ، روزانه چند مسلمان ، بدون جرم و جنايت در دنيا كشته مىشوند ؟
صفت رذيله تا وقتى كه زمينهء فعاليّت نداشته باشد ، با انسان كارى ندارد . ولى وقتى طوفانى شد و قدرت پيدا كرد ، ديگر مقدّس و غير مقدّس و مسلمان و كافر نمىشناسد . در هر كسى يك صفت رذيله طغيان كند ، او را تابع خود مىكند و اگر بتواند دنيا را نابود مىكند تا صفت رذيلهاش ارضا شود . فرقى هم نمىكند كداميك از صفات رذيله باشد . فقط كافى است يكى از صفات رذيله در كسى شعلهور شود ، آن وقت حاضر است دو ثلث جهان را نابود كند تا بر ثلث
ديگر جهان حكومت نمايد . امّا عمدهء صفات رذيله ، ناشى از پرستش بت درون
انسان است . خود خواهى ، خود پسندى ، منيّت داشتن و خود را مقدّم بر ديگران دانستن ، حاصل همين بت پرستى است .
مطالعهء تاريخ به ما مىفهماند كه بايد دل خود را از صفات رذيله پاك كنيم و گرنه در مقابل پيامبران الهى با آن همه برهان و معجزه ايستادگى مىكنيم .
قرآن شريف مىفرمايد :
يا حَسْرَة عَلَى الْعِبادِ ما يَأْتيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ
« 1 »
هامش
( 1 ) . يس / 30 .