زباندار و كورانى هستيد چشمدار ! [ و آن دو خصلت كه در شما نيست ، اين كه ] نه هنگام كارزار ، آزادگان صادقيد و نه هنگام بلا ، برادرانى مورد اعتماد ! دستانتان خاك آلود و پريشان باد ، اى همسانان شترانى كه ساربانشان را گم كردهاند ، كه از هرسوى جمعشان كنند ، از سوى ديگر پراكنده مىشوند ! به خدا سوگند ، گويا شما را چنين مىبينم و مىپندارم كه اگر آتش جنگ بر افروزد و درگيرى گرم شود ، از دور پسر ابوطالب چنان جدا و پراكنده شويد كه زن هنگام زايمان از فرزندش جدا مىشود ! همانا من از پروردگارم گواه روشن دارم و بر راه راست پيامبر خويشم . همانا من بر راه استوار و روشنم و آنرا مىپويم . « 1 » نمىدانم ديگر چه دردى از اين بالاتر براى يك امام وجود دارد . گاهى مىفرمودند : اگر به تعداد اصحاب بدر ( قريب به سيصد و سيزده نفر ) ، يار داشتم ، به جهاد با معاويه مىشتافتم . « 2 » اى كاش مصيبت به همين جا ختم مىشد ! عدّهاى كه اصلًا امام ( ع ) را رها كردند و به سپاه معاويه پيوستند .
مظهر حق (نگرشى اخلاقى بر فضائل و سيره امير المؤمنان على ع) (فارسى) — صفحة 263
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٢٦٣
هامش
( 1 ) . نهج البلاغة ، خطبهء 97 ، صص 141 و 142 .
( 2 ) . الإرشاد فى معرفة حجج الله على العباد ، ج 1 ، ص 263 .