تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مظهر حق (نگرشى اخلاقى بر فضائل و سيره امير المؤمنان على ع) (فارسى) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥

قبل از او دست به غذا نمىبرد و وقتى هم او را صدا مىزد با عناوينى همچون « يا صاحب رسول الله » همراه بود . « 2 » قرار شد خليفه را معرّفى كنند . عمرو عاص به ابوموسى گفت : تو على بن ابىطالب را از خلافت ، خلع مىكنى و من معاوية بن ابى سفيان را بر كنار مىكنم و سپس مسلمانان هر كه را دوست داشتند ، به عنوان خليفه انتخاب كنند . ابوموسى هم پذيرفت . بنا شد همين مطلب را در اجتماع مردم ، بيان كنند . عمرو عاص كه از ابتدا ، همه جا ابوموسى را جلو مىانداخت ، اين بار هم به او گفت : تو از صحابى پيامبر هستى و از من هم بزرگ‌تر ؛ ابتدا تو سخن بگو . ابوموسى هم غافل از حيلهء عمرو عاص گفت : اى مردم ! ما در كار اين امّت انديشيديم و هيچ راهى را براى اصلاح امر آن ، شايسته‌تر از آن چه من و عمرو بر آن اتّفاق كرده‌ايم ، نيافتيم و آن اين است كه على و معاويه را خلع كنيم و آن گاه ، اين امّت ، خود هر كه را بخواهد ، خليفهء خويش گردانَد . پس من ، على و معاويه را خلع كردم . اكنون شما به امر خويش فكر كنيد و آن كس را كه شايستهء خلافت مىبينيد ، خليفهء خويش قرار دهيد . سپس عمرو عاص ايستاد و گفت : او رفيق خويش ( على ) را خلع كرد و من نيز مانند او ، رفيقش را خلع مىكنم و رفيق خود ، معاويه را به عنوان خليفه

هامش
( 2 ) . شرح نهج البلاغة ، ج 2 ، ص 254 .