در براندازى عثمان تلاش كرديم تا او ما را گناهكار بداند و زمينههاى قتل او را فراهم كرديم و على در خانهاش نشسته بود . حال كه به دست ما ، به خواستهاش رسيده ، ديگران را به جاى ما به كار گرفته است . » طلحه نيز سخنانى در اين زمينه گفت . وقتى سخن اين دو نفر به امام على ( ع ) رسيد ، عبد اللّه بن عبّاس را خواستند و از او نظرش را در اين زمينه پرسيدند . ابن عباس گفت : بهتر است زبير را والى بصره و طلحه را والى بر كوفه كنيد . امام ( ع ) خنديدند و فرمودند : واى بر تو ! اگر آن دو مالك رقاب مردم شوند ، دل سفيه را با طمع به دست مىآورند و ناتوان را از ميان بر مىدارند و با توانمندان با قدرت پيروز مىشوند . اگر قرار بود كسى را به خاطر محاسبهء زيان و نفعش به كار بگيرم ، معاويه را بر شام به كار مىگرفتم . « 1 » پس از چند بار رفت و آمدِ طلحه و زبير نزد امام ( ع ) براى رسيدن به برخى پستهاى حكومتى و گرفتن امتيازهاى مالى و در حالى كه اين گفتگوها نتيجهاى جز عدم پذيرش امام ( ع ) به خواستههاى آنان در بر نداشت ، تصميم گرفتند به مكّه بروند و در آن جا رويارويى خود را با حكومت امام ( ع ) اعلام كنند . امّا قبل از حركت ، نزد امام ( ع ) آمدند تا براى رفتن به عمره ، كسب اجازه كنند . امام ( ع ) به آنان اجازه ندادند . گفتند : مدّتهاست كه عمره نرفتهايم .
مظهر حق (نگرشى اخلاقى بر فضائل و سيره امير المؤمنان على ع) (فارسى) — صفحة 242
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٢٤٢
هامش
( 1 ) . الإمامة و السياسة ، ج 1 ، ص 71 .