جلوگيرى از قتل عثمان به كار بستند ، امّا شد آنچه شد . حدود سى هزار نفر از مسلمانان نادان « 2 » را عليه اميرالمؤمنين ( ع ) بسيج كردند « 3 » و به بصره آمدند . عثمان بن حنيف ، حاكم بصره را كه منصوب از طرف اميرالمؤمنين ( ع ) بود ، گرفتند و تازيانه زدند و موهاى سر و صورت و ابروها و پلكهاى چشمش را كندند و او را به زندان انداختند « 1 » و فتنهء بزرگى را به راه انداختند . اميرالمؤمنين ( ع ) براى مقابله با اين آشوب ، با لشكر مجهزى ، در حدود بيست هزار نفر ، ابتدا به ذىقار و سپس به بصره آمدند . اميرالمؤمنين ( ع ) قبل از رويارويى دو لشكر ، امثال ابن عبّاس را كه صحابى مشهور و وارستهاى بود ، براى تبليغ و جلوگيرى از وقوع جنگ فرستادند . همچنين نامههايى به رؤساى طرف مقابل نوشتند ، امّا هيچ تأثيرى نداشت . حتّى نوشتهاند : وقتى دو لشكر رو در رو شدند ، اصحاب جمل ، شروع به تيراندازى به سوى ياران امام ( ع ) كردند تا اين كه گروهى از آنان را از پا در آوردند . مردم گفتند : اى اميرمؤمنان ! تيرهايشان ما را از پا در آورد . ديگر منتظر چه
مظهر حق (نگرشى اخلاقى بر فضائل و سيره امير المؤمنان على ع) (فارسى) — صفحة 245
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٢٤٥
هامش
( 2 ) . به اين نقل توجه كنيد :
در روز جنگ جمل ، دو قبيلهء ضبّه و ازد ، دور عايشه را گرفتند . در اين ميان ، مردانى از قبيلهء ازْد ، سرگين شتر عايشه را بر مىداشتند ، آن را خُرد كرده ، مىبوييدند و مىگفتند : سرگين شتر مادرمان بوى مُشك دارد ! ( همان ، ص 522 )
( 3 ) . همان ، ص 505 .
( 1 ) . همان ، ص 468 .