از نظر على ( ع ) ، حكومت و مال و . . . . وقتى ارزش دارد كه در خدمت حق باشد و گرنه هيچ ارزشى ندارد .
حضرت على ( ع ) و آه مظلوم
جرج جرداق مسيحى در مورد اميرالمؤمنين ( ع ) جملهء زيبايى دارد . او در كتاب خود - كه نام كتابش هم زيباست : « الإمام على صوت العدالة الإنسانية » ؛ على صداى عدالت انسانى - مىگويد : شما براى متلاطم كردن آب يك حوض ، كافى است دستى به آن بزنيد . امّا اگر بخواهيد آب يك استخر را متلاطم كنيد ، بايد سنگى در آن بيندازيد . و به همين ترتيب ، اگر خواستيد آب يك درياچه را متلاطم كنيد ، بايد به نسبت ، جسم بزرگترى را در آن بيندازيد . پس همهء
آبها قابليت متلاطم شدن با يك چيز را دارند .
سپس مىگويد : اما من دريايى را سراغ دارم كه هيچ چيز نتوانست آن را متلاطم كند ، جز آهِ مظلوم . بعد مثال زده و مىگويد : همهء شما شنيدهايد كه در دوران حكومت على ( ع ) ، سپاهيان معاويه ، خلخال از پاى يك دختر يهودى باز كرده و بردند . اين خبر كه به اميرالمؤمنين ( ع ) رسيد ، فرمودند : اگر مسلمانى از اين غصّه كه يك يهودى در حكومت اسلامى ، مورد ظلم واقع شده ، بميرد ، ملامتى بر او نيست . « 1 »
خشيّت حضرت على ( ع ) در دل شب
مطلب ديگرى كه جرج جرداق به آن نپرداخته و لازم به گفتن است اين كه
هامش
( 1 ) . نهج البلاغة ، خطبهء 27