پيامبر ( ص ) فرمودند : أنا مدينة العلم و أبوبكر أساسها و عمر حيطانها و عثمان سقفها و على بابها . « 1 » حال اگر اساس اين شهر ابوبكر باشد و ديوار آن عمر و سقف آن عثمان و درِ آن اميرالمؤمنين ( ع ) ، نمىدانم ديگر چه جايى براى پيامبر ( ص ) در اين شهر وجود دارد . ديگر چيزى در اين شهر باقى نمىماند ؛ لذا بايد بگويند : پيامبر ( ص ) در اين شهر هيچ كاره است ! !
7 . روايت « ثقلين »
از جمله رواياتى كه شايد پيامبراكرم ( ص ) در بيست و سه سال دوران نبوت ، بيش از هزار مرتبه نسبت به آن تذكر دادهاند ، روايت « ثقلين » است . مرحوم علامهء امينى در « الغدير » پانصد و چهار طريق براى اين حديث نقل مىكند كه بسيارى از رجال آن از اهل سنّتاند . از آخرين مواردى كه پيامبر اكرم ( ص ) اين حديث را فرمودند ، در آخرين خطبهء آن حضرت در مسجد مدينه بود كه فرمودند :
« إِنِّى قَدْ تَرَكْتُ فِيكُمْ أَمْرَيْنِ لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِى مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا كِتَابَ اللَّهِ
وَ عِتْرَتِى أَهْلَ بَيْتِى فَإِنَّ اللَّطِيفَ الْخَبِيرَ قَدْ عَهِدَ إِلَىَّ
هامش
( 1 ) . الصواعق المحرقة فى الرد على أهل البدع و الزندقة ، ص 34 .
خود ابن حجر در كتاب الفتاوى الحديثية ( ص 269 ) به ضعف اين نقل اشاره كرده است ؛ همچنين سخاوى در المقاصد الحسنة ( ص 124 ) و محمّد بن درويش الحوت در أسنى المطالب فى أحاديث مختلفة المراتب ( ص 137 ) .