همچنين در مورد حضرت زهراء ( س ) هم فرمودند : « فَاطِمَة بَضْعَة مِنِّى » « 3 » فاطمه پارهء تن من است . در دعاى ندبه هم مىخوانيم : « أَنَا وَ عَلِىٌّ مِنْ شَجَرَة وَاحِدَة وَ سَائِرُ النَّاسِ مِنْ شَجَرٍ شَتَّى . . . أَنْتَ أَخِى وَ وَصِيِّى وَ وَارِثِى لَحْمُكَ لَحْمِى وَ دَمُكَ دَمِى . . . وَ الْإِيمَانُ مُخَالِطٌ لَحْمَكَ وَ دَمَكَ كَمَا خَالَطَ لَحْمِى وَ دَمِى » « 4 » من و على از يك ريشه و درختيم و بقيهء مردم از درختان ديگر . . . ( اى على ) تو برادر و وصى و وارث من هستى . گوشت تو از گوشت من و خون تو از خون من است . . . و ايمان آن چنان كه با گوشت و خون من آميخته شده ، با گوشت و خون تو نيز آميخته شده است . قبلًا هم در مورد شخصيّت اميرالمؤمنين ( ع ) عرض كردم كه در روايات متعددى وارد شده است كه پيامبر ( ص ) و اميرالمؤمنين ( ع ) از يك نور بودهاند تا اين كه به عبدالمطلب رسيدند و از آنجا به بعد از هم جدا شدند . بهترين سند براى اثبات اين حقيقت ، آيهء مباهله است كه به آن پرداختيم . و تمامى آن چه ذكر شد ، دلالت مىكند كه ميان اين دو وجود مقدّس هيچ تفاوتى نيست الّا در نبوّت ، و در بقيّهء فضائل يكسان هستند .
مظهر حق (نگرشى اخلاقى بر فضائل و سيره امير المؤمنان على ع) (فارسى) — صفحة 109
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٠٩
هامش
( 3 ) . الأمالى ( للصدوق ) ، ص 104 ؛ الأمالى ( للمفيد ) ، ص 259 ؛ الأمالى ( للطوسى ) ، ص 24 .
( 4 ) . إقبال الأعمال ، ص 296 .