تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مظهر حق (نگرشى اخلاقى بر فضائل و سيره امير المؤمنان على ع) (فارسى) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
لذا عدّهء ديگرى گفتند : اين سخن ، اجتهاد پيامبر اكرم ( ص ) بود و پيامبر ( ص ) - نعوذ بالله - در اجتهاد خود اشتباه كرد . الآن سخن برخى از علماى اهل سنّت همين است . اصل اين سخن هم از عمر است . ابن عباس مىگويد : در آغاز خلافت عمر بر او وارد شدم . يك مَن خرما در زنبيلى حصيرى برايش گذاشته بودند . مرا به خوردن دعوت كرد . يك خرما خوردم و او خورد تا تمام شد . سپس از كوزه‌اى كه نزدش بود ، نوشيد و به پشت ، بر متكايش خوابيد و به حمد و سپاس خدا پرداخت . سپس گفت : اى عبداللّه ! از كجا مىآيى ؟ گفتم : از مسجد . گفت : پسرعمويت چگونه است ؟ من گمان كردم كه عبد اللّه بن جعفر را مىگويد . گفتم : با هم‌سالان خود ، مشغول بازى بود . گفت : مقصودم او نبود . منظورم بزرگ شما است . گفتم : او را در حالى ديدم كه براى درختان خرماى فلان قبيله ، آب از چاه مىكشيد و قرآن مىخواند . گفت : اى عبداللّه ، بر تو باد قربانى كردن شتران ، اگر آن را از من كتمان كنى ! آيا هنوز در دل ، خيال خلافت دارد ؟