تعلّق گرفته است ؛ يعنى پروردگار متعال مىداند كه ما با اختيار و اراده « مىگوييم » و كارى را « انجام مىدهيم » . آرى ، چون خداوند متعال به ما نيرو عنايت فرموده و رفع موانع نموده است ، در حالى كه اراده و اختيار ما در دست قدرت اوست ، بايد به اين تعليم امام صادق ( ع ) معتقد شويم كه :
« لا جَبْرَ وَ لا تَفْويضَ وَ لكِنْ أمْرٌ بَيْنَ أمْرَيْنِ » « 1 »
نه جبر است و نه تفويض بلكه چيزى است ميان اين دو .
از اين رو ، شيعه معتقد است اگر ما در كارهايمان مجبور باشيم و پروردگار متعال ما را وادار بر انجام كارى كند و سپس ما را به دليل انجام كارهاى بد عقاب نمايد ، ظلم است و چون پروردگار عالم عادل است پس ما مختاريم . از اين جهت « عدل » در نظر شيعيان از اصول دين محسوب مىشود .
ج ) بسيارى از مردم گرچه به زبان نمىآورند امّا در دل ، نسبت به عدالت خداوند متعال ابهام و مشكل دارند . اشكال از آنجا ناشى مىشود كه چرا بلاها ، رنجها ، دردها ، ناكامىها ، مرگهاى زودرس ، شكستها ، كمبودها ، تبعيضها ، ظلمهاى اجتماعى ، اختلاف طبقاتى ، زشتىها ، فقرها ، بيمارىها و مانند آن در جهان فراوان است ؟
درمورد مسألهء « قضا و قدر » نيز چنين است . قضا و قدر از نظر قرآن مسألهاى قطعى است و به عبارت ديگر ترديدى نيست كه اين جهان با اندازهگيرى دقيقى - كه به آن « قَدَر » مىگويند - موجود شده است - و به آن « قضا » مىگويند - :
إنّا كُلَّ شَىءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ
« 2 » ما هر چيزى را به اندازه آفريديم .
هامش
( 1 ) الكافى ، ج 1 ، ص 160
( 2 ) قمر / 49