عبارت است از : قرابت ، محبّت ، نصرت و يارى ، حكومت و سرپرستى .
بر اين اساس ، تولّا كه مصدر باب تفعل از ريشهء « ولى » و به معنى قبول ولايت است ، داراى معانى زير است :
1 . دوست داشتن ؛
2 . نصرت خواستن ؛
3 . تقرّب جستن ؛
4 . قبول رهبرى و زعامت .
تبرّا نيز مصدر باب تفعل از ريشهء « برء » و به معناى انكار كردن ، نپذيرفتن ، پاك شدن و نيز دورى كردن و بيزارى جستن است . راغب در « مفردات » آورده است كه « بُرء ، براء و تبرّى » به معناى كناره گرفتن از چيزى است كه مجاورت آن ناپسند است . در « المنجد » آمده است كه كلمهء « برء » اگر از باب « عَلِمَ يَعلَمُ » باشد ، به معنى خلاص شدن و كناره گرفتن و اگر از باب « قَطَعَ يَقطَعُ » باشد ، به معنى آفريدن و پديد آوردن است . در قرآن كريم اين كلمه به هر دو معنى به كار رفته است ، چنانكه مىفرمايد :
فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأ مِنْهُ
« 1 » چون بر ابراهيم آشكار شد كه آزر دشمن خداست ، از او كناره گرفت و بيزارى جست .
هُوَ اللهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوّرُ لَهُ الأسْمَاءُ الْحُسْنَى
« 2 » او خداى خالقِ پديد آورندهى صورتگر است كه نامهاى نيكو همه از آن اوست .
هامش
( 1 ) توبه / 114
( 2 ) حشر / 24