دستاويزى براى افراد شود و بگويند كه ما نسبت به معروف و منكر جاهل هستيم و از اين وظيفهء مهم دينى شانه خالى كنند . وظيفهء اين افراد ابتدا كسب آگاهى در اين زمينه و سپس انجام دادن آن است .
دوّمين شرط وجوب امر به معروف و نهى از منكر ، تأثير آن است ؛ يعنى شخص احتمال بدهد كه امر و نهى او بر فرد خطاكار تأثير مىگذارد . اگر كسى بداند كه امر و نهى او اثر ندارد ، وجوب از او برداشته مىشود ، اما اگر كسى كوچكترين احتمال در تأثير امر به معروف و نهى از منكر بدهد ، اداى اين وظيفهء مهم بر او واجب مىشود .
سوّمين شرط ، استمرار در عمل است ؛ يعنى اينكه فرد خطاكار بر عمل خلاف خود استمرار ورزد و بر ادامهء كار اشتباه خود پافشارى كند ، پس اگر امر و نهى كننده بداند يا گمان كند يا احتمال بدهد كه گناه كننده عمل خود را تكرار نمىكند ، واجب نيست امر به معروف و نهى از منكر كند .
شرط چهارم وجوب امر و نهى ، نبودن ضرر و مفسده است ؛ يعنى اينكه در امر به معروف و نهى از منكر ضرر و زيانى براى آمر به معروف و ناهى از منكر پديد نيايد . بنابراين ، اگر شخصى بداند يا گمان كند كه در صورت امر يا نهى ضرر جانى ، آبرويى يا مالى زيادى به او مىرسد ، واجب نيست امر به معروف و نهى از منكر انجام دهد . البته ، اين موضوع كلى نيست ؛ زيرا اگر معروف يا منكر از امورى باشد كه شارع مقدس به آن اهميّت زيادى مىدهد ، بايد ملاحظهء اهميّت آن شود و مجرد ضرر قابل توجه ، موجب سقوط اين وظيفه نمىگردد .
در ضمن اگر احتمال عقلايى داده شود كه سكوت ، موجب تقويت ظالم ، يا جرأت او و مانند آن مىشود ، يا موجب مىشود منكرى معروف يا معروفى منكر گردد ، اظهار حق و اعلام آن - گرچه بدانند تأثير ندارد - بر همه خصوصاً
اسلام، آيين رستگارى (فارسى) — صفحة 333
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٣٣٣