نمىكردند و به مسائل موجود در جامعهء خود بىاعتنا بودند .
هنگامى كه عذاب الهى نازل شد ، از ميان اين گروهها ، فقط كسانى نجات يافتند كه امر به معروف و نهى از منكر مىكردند و گناهكاران و بىاعتنايان به هلاكت رسيدند ، زيرا كسانى كه گناهى را شاهد باشند و امر به معروف و نهى از منكر نكنند ، در آن گناه با گناهكار شريكاند . « 1 » داستان ديگرى كه دربارهء ترك امر به معروف و نهى از منكر آمده است ، دربارهء قوم حضرت شعيب ( ع ) است . به حضرت شعيب ( ع ) خطاب شد ، اى شعيب ! صد هزار نفر از قوم تو بايد هلاك شوند ؛ چهلهزار نفر از گناهكاران و شصت هزار نفر از نيكوكاران ! حضرت شعيب ( ع ) عرض كرد : « پروردگارا ! انسانهاى بدكار به سبب گناهشان بايد هلاك شوند و مستوجب عذاب هم هستند ، اما نيكوكارن به چه سبب بايد نابود شوند ؟ ! » خطاب شد : « اى شعيب ! به اين سبب كه آنان شاهد ارتكاب گناه بودند و سكوت كردند ؛ يعنى به وظيفهء امر به معروف و نهى از منكر عمل نكردند . »
پيامبراكرم ( ص ) دربارهء امر به معروف و نهى از منكر مىفرمايند :
« لَتَأمُرُنَّ بِالمَعرُوفِ وَ لَتَنهُنَّ عَنِ المُنكَرِ أو لَيُستَعمَلَنَّ عَلَيكُم شِرَارُكُم فَيَدعُوا خِيَارُكُم فَلَا يُستَجَابُ لَهُم » « 2 »
همانا بايد كه ديگران را به معروف امر كنيد و از منكر باز داريد ، در غير اين صورت خداوند بدترين شما را بر بهترينتان مسلّط مىكند ، آنگاه نيكان شما خدا را مىخوانند ، ولى دعايشان مستجاب نمىشود .
هنگامى كه در ميان ملّتى اداى اين فريضهء مهم فراموش شود ، انسانهاى
هامش
( 1 ) الاعراف / 166 - 163
( 2 ) الكافى ، ج 5 ، ص 56