تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسلام، آيين رستگارى (فارسى) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
سوره‌هاى مختلف دليل بر اهميّت آن است . « 1 » در زمان‌هاى قديم در روستايى نزديك دريا ، مردمانى زندگى مىكردند كه شغل آن‌ها ماهيگيرى بود . پيامبر آن مردم ، به فرمان خداوند ، به آنان دستور داد كه روز شنبه ماهى نگيرند و اين نوعى امتحان الهى بود . از قضا روز شنبه بيشتر از روزهاى ديگر ماهى روى آب مىآمد ، به خصوص حركت آزادانهء ماهىهاى بزرگ بر روى آب مردم را وسوسه مىكرد كه آن‌ها را بگيرند و چشم‌پوشى از آن ماهىها براى مردم آن سرزمين مشكل بود . آنان به گمان خود مىخواستند ، خداوند را فريب دهند و با پروردگار حيله كنند . به اين دليل حوضچه‌هايى ساختند كه با دريچه‌هايى به دريا ارتباط داشت ، وقتى آب دريا به اين حوضچه‌ها مىريخت ، ماهىها هم در آن حوضچه مىافتادند و با بسته شدن دريچه‌ها ديگر نمىتوانستند خارج شوند . مردم هم روز يكشنبه اين ماهىها را مىگرفتند و به خيال خود ، حيلهء شرعى به كار مىبردند . قرآن كريم مىفرمايد پروردگار عالم ، اهل قريه را به سبب نافرمانى از دستور الهى به صورت خوك و ميمون درآورد و حسب برخى روايات آنان بعد از سه روز به هلاكت رسيدند . در قرآن مجيد آمده است كه اين مردم سه دسته بودند : يك دسته كسانى بودند كه با سرپيچى از فرمان الهى به گرفتن ماهى مبادرت مىكردند و از گناهكاران بودند . دستهء دوم ، افرادى بودند كه امر به معروف و نهى از منكر مىكردند و كار گناهكاران را نيرنگ و خدعه با خداوند مىدانستند و دستهء سوم ، كسانى بودند كه ماهى نمىگرفتند ، اما امر به معروف و نهى از منكر نيز
هامش
( 1 ) ر . ك : البقره / 65 ، النساء / 47 ، الاعراف / 163