مىشود كه افراد اجتماع از هلاكت رهايى يابند و يا به ان دچار شوند ؛ هنگامى كه مسأله انفاق فراموش شود و ثروتها در يك قطب اجتماع جمع شود ، اكثريّتى محروم و بينوا به وجود مىآيند و ديرى نخواهد گذشت كه يك انفجار عظيم در اجتماع به وجود مىآيد كه نفوس و اموال سرمايهداران در آتش اين انفجار خواهد سوخت . از اينجا ارتباط مسألهء انفاق و پيشگيرى از هلاكت روشن مىشود .
بنابراين ، انفاق قبل از آنكه به حال محرومان مفيد باشد ، به نفع سرمايهداران است ؛ يعنى تعديل ثروت ، حافظ ثروت است . چنانكه حضرت امام موسى بن جعفر ( ع ) به همين حقيقت اشاره مىكنند و مىفرمايد :
« حَصّنُوا أموَالَكُم بِالزَّكوة » « 1 »
اموال خويش را با دادن زكات حفظ كنيد .
در پايان آيه نيز دستور به احسان داده شده است و از مرحلهء جهاد و انفاق به مرحلهء احسان و نيكى رهبرى مىكند ؛ زيرا مرحلهء احسان بلندترين مراحل تكامل انسانى است كه اسلام به آن توجه كامل دارد .
آمدن اين جمله در ذيل آيهء انفاق ، اشاره به اين است كه در انفاق مىبايست كمال نيكى و مهربانى باشد و از هر نوع منّت و آنچه باعث رنجش و ناراحتى شخصى كه مورد انفاق مىباشد ، بر حذر گردد .
به طور كلى ، چنانچه اختلاف طبقاتى و تبعيض در جامعه باشد ، منجر به عداوت و دشمنى ميان مردم مىشود و اگر در جامعهاى برادرى و اتحاد وجود نداشته باشد ، به سوى هلاكت و نابودى پيش مىرود .
هامش
( 1 ) ) الكافى ، ج 4 ، ص 61