بتوان با تكّهاى نان خشك و قدرى آب و خوابيدن بر روى خاك گذراند ، چه ارزشى دارد كه انسان خود را براى آن به زحمت بيندازد . اين ماجرا باعث شد كه تحولى بزرگ در زندگى ابراهيم ادهم به وجود آيد . او در همان لحظه از قصر خود بيرون رفت و زندگى فقيرانه و زاهدانهاى در پيش گرفت . »
وقتى در ميان افراد جامعه صفا ، صميميت و همدلى وجود داشته باشد و همهء آنها به زندگى ساده اكتفا كنند ، آسايش ، آرامش و محبت ميان اعضاى آن جامعه برقرار مىشود . زمانى كه انسان متناسب با نيازهاى خود مصرف كند و مازاد اموال خود را در راه خداوند انفاق نمايد تا نيازمندان نيز از زندگى ساده و رفاه نسبى برخوردار شوند ، احساس رضايت و خرسندى در او به وجود مىآيد و از زندگى خود لذّت مىبرد .
يكى از دلايل وجود فقر در جامعه اين است كه بعضى از مردم خمس ، زكات و حقوق جامعه را نمىپردازند ، يا اينكه بخشى از اموال جامعه صرف تجملات و اشياى لوكس مىشود . تجملگرايى پديدهء خطرناكى است كه از طريق فرهنگ بيگانه به كشور اسلامى ما راه يافته است و بايد با آن مبارزه نمود و از گسترش و رواج آن در جامعهء اسلامى جلوگيرى كرد . بهترين شيوه براى مبارزه با فرهنگ غرب ، توجه به فرهنگ و ارزشهاى غنى اسلام است ، توجه به زندگى معصومين ( ع ) و اصحاب و پيروان ايشان نيز كه نمونههاى برجستهء سادهزيستى هستند ، مىتواند راهگشاى امت اسلامى قرار گيرد .
امام محمد غزالى در كتاب احياء العلوم نقل كرده است : « روايت كنندهاى حكايت مىكند كه هنگام رحلت سلمان فارسى - صحابى ارجمند پيامبراكرم ( ص ) و استاندار مداين - در كنار بستر او بودم و ديدم اشك مىريزد . گفتم : سلمان چرا گريه مىكنى ؟ گفت : روايتى از پيامبراكرم ( ص ) به خاطرم آمد
اسلام، آيين رستگارى (فارسى) — صفحة 237
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٢٣٧