نابودى را طى مىكند . عبارت « امَرنَا مُترَفيِهَا » در اين آيه اشاره به اين حقيقت دارد كه پيشآهنگان نابودى جامعه ، مرفّهان بىدرد و تجملگرايان اسرافكار هستند .
وقتى در جامعه تجملگرايى زياد شد ، خواه ناخواه گناه و خارج شدن از مسير حق در جامعه رواج پيدا مىكند و قرآن كريم مىفرمايد چنين قومى مستحق عذاب مىشوند و عذاب آنها چيزى جز نابودى آن جامعه نيست .
نابودى جامعه مىتواند صورتهاى مختلفى داشته باشد . زمانى به صورت عذاب مهلكى بوده كه يك قوم يا ملت را از صفحهء روزگار محو مىكرده است ، مانند آنچه بر سر قوم لوط و قوم ثمود آمده است . هنگامى ديگر به صورت از بين رفتن يك مكتب فكرى و اجتماعى است . نمونهء بارز آن در عصر ما نابودى كمونيزم در جوامع شرقى است . يكى ديگر از صورتهاى نابودى جامعه ، بروز بيمارىها ، افسردگىها ، اضطرابها و پديدآمدن فلسفههاى پوچى ، رواج خودكشىها و كشتارهاى جمعى در جوامع مختلف عصر كنونى است .
ساده زيستى و زندگى بدون تجمل ، زندگى سالم همراه با آسايش و آرامش را براى همه به ارمغان مىآورد . مىگويند : « ابراهيم ادهم كه حاكم سرزمينى بود ، روزى در قصر خود به اطراف نگاه مىكرد . كارگر سادهاى را ديد كه در پايين قصر او به كنار نهر آمد و تكهاى نان خشك را در آب فرو برد و با اشتها و لذتى فراوان آن را خورد . سپس بيل خود را از آب پركرد و قدرى آب نوشيد و بعد همان بيل را زير سر خود گذاشت و به خواب راحتى فرو رفت . ابراهيم ادهم وقتى اين صحنه را مشاهده كرد ، با خود گفت : خوردن غذاهاى رنگين و شربتهاى گوارا هيچگاه براى من چنين لذتى نداشته است . در اين قصر با شكوه ، با وجود نگهبانان و امنيّت فراوان ، خواب راحتى نداشتهام . زندگىاى كه
اسلام، آيين رستگارى (فارسى) — صفحة 236
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٢٣٦