تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسلام، آيين رستگارى (فارسى) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
رفع تكليف مىكند . اين روزه انسان را از سقوط و گمراهى نجات مىدهد ، ولى لزوماً موجب تقرّب انسان به درگاه الهى نمىشود . علماى اخلاق به چنين روزه‌اى ، روزهء عامّه مىگويند ، زيرا عموم مردم بدين صورت روزه مىگيرند . مرتبهء دوم ، روزهء خواص است . در اين مرتبه روزه‌دار علاوه بر اينكه از مبطلات روزه پرهيز مىكند ، از گناهان كبيره و صغيره نيز اجتناب مىورزد ؛ به عبارت ديگر ، چشم ، گوش ، زبان و اعضاى بدن او هم روزه هستند . روزه‌دار چشم خود را از آنچه نهى شده است حفظ مىكند ، گوش خود را از هر چيزى كه شايستهء شنيدن نيست نگاه مىدارد ؛ زيرا شنونده در معصيت دروغ و غيبت و غير آن ، با گوينده شريك است . همچنين ، زبان خود را از بيهوده‌گويى باز مىدارد ، يا خاموش مىنشيند يا به خواندن ذكرها و تلاوت قرآن كريم مشغول مىشود و سخنى كه مورد رضايت خداوند نيست ، بر زبان نمىآورد . خلاصه آنكه دست ، پا و همهء اعضا و جوارح او از كارهاى ناشايست پرهيزمىكنند . چنين روزه‌اى به افراد خاصّى از انسان‌ها اختصاص دارد و به آن روزهء اخلاقى نيز مىگويند . محمد بن مسلم از امام صادق ( ع ) روايت كرد كه فرمودند : « إِذَا صُمتَ فَليَصُم سَمعُكَ وَ بَصَرُكَ وَ شَعرُكَ وَ جِلدُكَ - وَ عَدَّدَ أشياءَ غَيرَ هَذَا - وَ قَالَ : لَايَكُونُ يَومُ صَومِكَ كَيَومِ فِطرِكَ » « 1 » چون روزه گرفتى ، پس بايد گوش ، چشم ، مو و پوست تو نيز روزه‌دار باشند و اعضا و جوارح ديگر نيز همين‌طور . نبايد روزى كه روزه‌دارى با روزى كه روزه نيستى يكسان باشد .
هامش
( 1 ) همان ، ص 87