عالمى را نيز دليل بر ردّ اين اعتقاد مىدانند . حكيم عارف ، ملّاصدراى شيرازى در بحث تناسخ ، دليل محكم ديگرى بر ردّ تناسخ آوردهاند و آن اين است كه تعلّق روح بعد از مرگ به بدن ديگر ، مستلزم برگشت از فعل به قوّه است و چنين بازگشتى محال است كه البتّه توضيح فنّى اين مطالب در كتب مفصّله آمده است .
علاوه بر اين ، لازمهء اعتقاد به « تناسخ » آن است كه مستضعفان و افراد بلاكش و پر رنج و محنت ، از نظر روحى ، اشخاص ناشايست و بدى باشند و مثلًا روح كسانى مانند معاويه و يزيد و شمر در وجود آنها حلول كرده باشد و در حقيقت اين قشر از اجتماع ، از بدترين انسانها باشند و به عبارت ديگر در اين بزم ، هر كه بلاى او بيشتر است و استضعاف او بالاتر است ، از نظر روحى پستتر و شقىتر باشد ، در حالى كه اصلًا چنين چيزى نيست و بسيارى از پاكان و صالحان و شايستگان در بين همين مستضعفان و اقشار پر رنج و محنت مىباشند ؛ بنابراين « تناسخ يك عقيدهء باطلاست . »
5 - 6 قيامت
منزل دوّم بعد از مرگ ، « عالَم قيامت » است كه اين عالَم نيز داراى منازلى است : منزل نفخ صور ، منزل اجتماع تمام انسانها ، منزل حسابرسى به اعمال انسانها ، منزل تحويل دادن نامهء اعمال خوبان و بدكاران ، منزل شفاعت ، منزل عبور انسانها از روى صراط و سپس جاى گرفتن در منزلگاه ابدى ( بهشت براى نيكوكاران و جهنّم براى بدكاران . )
در قرآن شريف دربارهء هر يك از اين منازل آيات فراوانى وجود دارد . ما اينجا براى اثبات وجود هر يك از اين منازل ، آيهاى را مىآوريم و بحث مختصر