تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله توضيح المسائل (پانزدهم 1389ش) (فارسى) — صفحة 574

مساهمون:

ص٥٧٤
بر اينكه خلاف عقل است ، خلاف روايات اهل بيت عليهم السلام و خلاف سيرهء آنان در برخورد با گناهكاران نيز هست . نكات مهمّى كه در توضيح و تفسير اين دو آيه شريفه وجود دارد از اين قرار است : الف ) گاهى ، گناه در اثر طغيان يكى از غرايز است و در نتيجه ، تسلّط هوا و هوس و طغيان غريزه يا صفت رذيله موجب مىشود كه انسان « معرفت » خود را تقريباً از دست بدهد . قرآن شريف اين حالت را « جهالت » ناميده است و معلوم است كه توبه از اين نوع گناه پذيرفته است ، امّا اگر ارتكاب گناه در اثر عناد و لجاج و از روى طغيانگرى و انكار و دشمنى با حقّ و حقيقت باشد ، طبيعى است كه چنين گناهى ، زمينه ساز عدم آمرزش الهى مىشود ، گناهى كه از روى لجاجت و دشمنى با حقّ انجام مىپذيرد ، حكايت از كفر مىكند و انسان موفّق به توبهء از اين گونه گناهان نمىشود ، زيرا حالت عناد و لجاج مانع از آن است كه از كردهء خود پشيمان شود بنابراين ، اينكه قرآن شريف « جهالت » را در توبه ، شرط فرموده است ، حكايت از يك نكتهء اخلاقى دارد و آن عبارت است از اينكه اگر گناه و نافرمانى از سرِ عناد و لجاج صورت گرفت ، توبهء از آن ممكن نيست و در حقيقت چنين گناهكارى از روى علم و آگاهى به سوى جهنّم حركت مىكند . ب ) گاهى ، حالت تلاطم و پشيمانى از گناه در درون انسان هست و به مجرّد ارتكاب گناه ، همين حالت او را وادار به توبه مىكند ، امّا گاهى اين حالت وجود ندارد ، بلكه « تسويف » در توبه يعنى به آينده واگذار كردن و بى اعتنايى به گناه و فراموشى آن ، جاى پشيمانى را مىگيرد . در چنين وضعى معلوم است كه اين انسان ، خود را گناهكار نمىداند تا توبه كند . پس اينكه قرآن شريف « فوريّت » و « عدم تأخير » را در توبه ، شرط دانسته است ، باز هم حاوى يك نكتهء اخلاقى است و آن اينكه بى اعتنايى به گناه موجب عادتِ انسان به گناه مىشود و در اثر عادت ، ابّهت گناه از دل مىرود و در نتيجه گناه از ضمير آگاه انسان به ضمير ناآگاه وى منتقل شده و موجب مىگردد تا انسان خود را ، گناهكار نداند و در اين صورت طبيعى است كه توبه هم نمىكند . ج ) گاه انسان پس از ارتكاب گناه به دليل برخوردار بودن از ايمان ، پشيمان مىشود و از روى ايمان به خداوند و دستورات او ، خجالت زده شده و از خداى متعال عذر خواهى مىكند ولى گاه پشيمان مىشود ، امّا نه در اثر ايمان ، بلكه به دليل كيفرى كه در مقابل خود مىبيند ، نظير مجرمى كه چوبهء دار را در مقابل خود مىبيند و از كردهء خود پشيمان مىشود ، امّا ندامت او از سرِ ترس از كيفر است و نه به دليل آنكه عمل خود را زشت و ناپسند مىداند و به تعبير قرآن شريف چنين كسى اگر رها شود ، باز همان است كه قبلًا بود :