« اوَ لَمْ يَرَوا انَّ اللَّهَ الَّذى خَلَقَ السَّمواتِ وَ الْارْضَ قادِرٌ عَلى انْ يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ » .
« 1 » « آيا نمىدانند خدايى كه آسمانها و زمين را آفريد ، قادر است مثل آنان ( انسانها ) را بيافريند » .
« اوَ لَيْسَ الَّذى خَلَقَ السَّمواتِ وَ الْارْضَ بِقادِرٍ عَلى انْ يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ » .
« 2 » « آيا كسى كه آسمانها و زمين را آفريد ، نمىتواند همانند آنان ( انسانها ) را بيافريند » .
در توضيح كلمه « مثلهم » بايد گفت : شكّى نيست كه جهان آخرت غير از اين جهان است ، اينجا عَرَض و ظاهر است و آنجا ذات و باطن ، اينجا مجاز است و آنجا حقيقت ، اينجا فناست و آنجا بقا ، اينجا وسيله است و آنجا هدف :
« وَ ما هذِهِ الْحَيوةُ الدُّنْيا الّا لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ انَّ الدَّارَ الْاخِرَةَ لَهِىَ الْحَيَوانُ » .
« 3 » « و اين زندگى دنيا چيزى غير از سرگرمى و بازى نيست و زندگى واقعى سراى آخرت است » .
پس آخرتى كه قرآن كريم مجسّم مىكند - و بازگشت همه به سوى آنجاست - داراى حيات سرمدى است ولى دنيايى كه ما در آن زندگى مىكنيم در ذات آن فنا و مرگ حكمفرما است ، بنابراين عالم آخرت به كلّى غير از عالم دنياست . قرآن شريف در آياتى به اين مطلب تصريح كرده است ، از جمله :
« يَومَ تُبَدَّلُ الْارْضُ غَيْرَ الْارْضِ وَ السَّمواتُ » .
« 4 » « در آن روز اين زمين به زمين ديگر و آسمانها ( به آسمانهاى ديگرى ) مبدّل مىشود » .
و از اينرو شكّى نيست كه انسان در عالم آخرت بايد با همان عالم تناسب داشته باشد نه با اين دنيا . به عبارت ديگر جسم انسان در آن عالَم همانند روح او داراى حيات ابدى و شعور سرمدى خواهد بود به گونهاى كه اعضاى جسمانى انسان ، به انجام اعمال آدمى در اين دنيا ، گواهى و شهادت مىدهند و انسان گنهكار به اين شهادت ، اعتراض مىكند و سپس جواب اين اعتراض را از آنها مىشنود :
هامش
( 1 ) - اسراء / 99 .
( 2 ) - يس / 81 .
( 3 ) - عنكبوت / 64 .
( 4 ) - ابراهيم / 48 .