« طَريقٌ مُظْلِمٌ فَلا تَسْلُكُوهُ وَ بَحْرٌ عَميقٌ فَلا تَلِجُوهُ وَ سِرُّ اللَّهِ فَلا تَتَكَلَّفُوه » . « 1 » « راهى است تاريك ، آن را نپوييد ، دريايى است عميق ، وارد آن نشويد و رازى است الهى ، خود را به زحمت نيندازيد » .
پاسخ اجمالى به اين شبهه - كه برهانى است لمّى و نزد فلاسفه از بهترين دليلهاست - چنين است :
قبلًا اثبات شد كه پروردگار متعال « مستجمع جميع صفات كماليّه » و از اين جهت حكيم و عالم و قادر و جواد است ، پس بايد همهء امور تكوينى و تشريعى از حكمت ، علم ، قدرت و جود او ناشى شده باشد . به عبارت ديگر تقدير هر انسانى صد در صد بر وفق حكمت ، علم ، قدرت و جود الهى است و اگر بهتر از آن تقدير ممكن بود بايد خداوند يا حكيم نباشد ، يا علم به بهتر بودن نداشته باشد ، يا عاجز از تقدير بهتر باشد و يا جود و رأفت نداشته باشد ، امّا چون حكيم ، عالم ، قادر و جواد است پس تقدير بهترى امكان نداشته و صلاح بنده قطعاً در همين تقدير بوده است .
مقدِّرى كه به گُل نكهت و به گِل جان داد * به هر كه آنچه سزا بود حكمتش ، آن داد
پاسخ تفصيلى به اين شبهه را فلاسفه ، متكلّمان و مفسّران بزرگ دادهاند كه اين نوشتار گنجايش ذكر آن را ندارد ، ولى خلاصهء كلام چنين است كه غالب اين بلاها ، رنجها ، فقرها ، نا امنيها ، تبعيضها و . . . . را خود ما به واسطهء تقصيرها و گناهان فردى و اجتماعى ايجاد كردهايم .
تو گر اختر خويش را مىكنى بد * مدار از فلك چشم نيك اخترى را
« وَ ما اصابَكُمْ مِنْ مُصيبَةٍ فَبما كَسَبَتْ ايْديكُمْ وَ يَعْفُو عَنْ كَثيرٍ » .
« 2 » « هر مصيبتى به شما برسد به خاطر اعمالى است كه انجام دادهايد و بسيارى را نيز عفو مىكند » .
« ظَهَرَ الْفَسادُ فِى الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ ايْدِى النَّاس » .
« 3 » « فساد در خشكى و دريا بهخاطر كارهايى كه مردم انجامدادهاند آشكار شده است » .
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه ، كلمات قصار 287 .
( 2 ) - شورى / 30 .
( 3 ) - روم / 41 .