علم حضورى مىيابد ، مانند تشنهاى كه پس از نوشيدن آب ، رفع عطش را با علم حضورى در مىيابد . رسالت همهء پيامبران الهى نيز اين بوده است كه اين حالت توجّه و حضور را در انسان دائمى كنند تا انسان هميشه و در همهء لحظات خداجو باشد . و خود را در محضر خداوند متعال ببيند .
ب ) برهان نظم
اوّلًا شكى نيست كه نظمى دقيق بر عالم وجود حكم فرماست و هيچ عاقلى نيست كه در وجود نظم در موجودات مادّى - از اتم گرفته تا كهكشانها - ترديد كند .
ثانياً وجود نظم و تدبير نيز بدون ناظم و مدبِّر ممكن نيست و هيچ عاقلى نظم را زاييده تصادف و اتّفاق نمىداند . بنابراين عقل از روى ضرورت حكم مىكند كه نظم و تدبير اين جهان ، گواه روشنى بر وجود مدبّرى حكيم است . « 1 » خداوند مىفرمايد :
« سَنُرِيهِمْ اياتِنا فِى الْافاقِ وَ فى انْفُسِهِمْ حَتّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ انَّهُ الْحَقُّ » .
« 2 » ما آيات خود را در آفاق جهان و نفوس بندگان هويدا مىكنيم تا آشكار شود كه وجود خداوند حقّ است »
ج ) برهان امكان
ترديدى نيست كه وجود ، عارض بر جهان هستى شده است و به عبارت ديگر وجود براى جهان ضرورت ندارد و به اصطلاح منطقى ، عالَم « ممكن الوجود » است . پس بايد كسى اين وجود و هستى را به جهان ، اعطاء كرده باشد . حال اين كس :
1 ) يا خودِ اوست يعنى عالَم به خودش ، وجود داده است كه در اين صورت ، « دور » يعنى
هامش
( 1 ) - نقل كردهاند كه « نيوتن » ، مدلى از منظومهء شمسى ساخته و آن را به سقف كارگاه علمى خود آويخته بود و گاه براى رفع خستگى آن را به كار مىانداخت و از حركت خاصّ آن لذّت مىبرد . نيوتن ، دوستى داشت كه منكر خداوند بود و بارها دربارهء وجود خداوند با او مناظره كرده بود . روزى به ديدار نيوتن آمد . نيوتن دستگاه را به كار انداخت . دوستش شگفتزده پرسيد : چه كسى اين را ساخته است ؟ نيوتن با خونسردى گفت : سازندهاى ندارد و خود به خود به وجود آمده است . دوستش گفت : چنين چيزى ممكن نيست . بعد از گفتگوى بسيار ، نيوتن گفت : چگونه اين منظومهء كوچك سازندهاى دارد ولى جهان گستردهء هستى بدون خالق مدبّر است ؟
( 2 ) - فصّلت / 53 .