ه ) تخلّف از وعدهاى كه موجب ضرر مالى يا ضرر آبرويى و يا تضييع عمر نيست ، اين قسم تخلّف وعده اگرچه حرام نيست و ضمانآور نيز نمىباشد ، ولى كاشف از اين است كه مؤمن واقعى نيست :
« الْمُؤْمِنُ اذا وَعَدَ وَفى » . « 1 » « انسان با ايمان هنگامى كه وعده كرد ، وفا مىكند » .
و از نظر كمال نيز نقص دارد و از اين جهت مورد ملامت عقلا مىباشد .
مسأله 96 - اگر تخلّف از وعده با عذر موجّه باشد ، گرچه حرام نيست ولى در صورتى كه ضمانآور باشد ضمان رفع نمىشود و بايد جبران خسارت كند و لااقل او را راضى نمايد .
مسئله 97 - اگر در تخلّف وعده مصلحت مهمّى باشد كه بتواند مقدّم بر مفسدهء خلف وعده گردد ، آن خلف وعده جايز بلكه در بعضى از موارد لازم مىشود ولى اگر از خلف وعدههايىباشد كه ضمانآور است بايد جبران خسارت كند .
مسأله 98 - اگر عمداً تخلّف وعده كند در صورتى كه ضرر مالى و يا آبرويى و يا ضرر تضييع وقت داشته باشد ، بايد كسى را كه ضرر بر او وارد شده راضى كند ولى اگر راضى نشد و يا دسترسى به او نبود ، توبهء تنها كافى است ولى بايد از راه دعا و استغفار و تعريف او در ميان مردم و نظير اينها جبران آن خسارت را بنمايد .
هامش
( 1 ) - بحار الانوار ، ج 64 ، ص 311 .